وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ .
« حنفاء » جمع « حنيف » و او كسى است كه درست در راه حق باشد و از هر باطلى روى گرداند و معناى آيه چنين است : اهل كتاب در دين خودشان به چند دسته تقسيم شدند ، با اينكه دين خدا يكى و روشن است و عبارت است از :
اخلاصمندى به خداى يگانه ، پايدارى بر حق و هدايت ، بر پاداشتن نماز و دادن زكات و اين ، همان دين كتابهاى آسمانى است كه بر راه راست مىباشند . بنابراين ، تعدّد اديان و فرقهها و مذهبها از كجا آمده است ؟ شيخ محمّد عبده مىگويد : « اين ، حالت مرگبار اهل كتاب است كه خداوند از آن خبر مىدهد . پس ما دربارهء حالت خود ، چه بگوييم ؟ آيا كتاب ما قرآن به خاطر اين عمل زشت ما كه دربارهء دين اختلاف كرديم و به چند دسته تقسيم شديم ، و بدعتها بر آن افزوديم عليه ما گواهى نخواهد داد ؟ » . به جلد اول ، بخش « مسلمانان نيز همديگر را تكفير مىكنند » رجوع كنيد .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ .
مراد از كافران در اينجا كسانى هستند كه حق را پس از آنكه بر اثباتش دليل ارايه شده ، انكار كنند ، خواه اين انكار آنان پس از آگاهى و از روى دشمنى باشد و خواه به خاطر اينكه دربارهء حق و دليلش دقيقا جستوجو و تحقيق نكردهاند .
علماى مسلمان بر اين موضوع اتّفاق دارند كه حكم انسان نادانى كه در جست و جوى حق كوتاهى كرده باشد همانند حكم كسى است كه حق را بداند و عمدا بدان عمل نكند و آن را رها كند . بىترديد ، كسى كه بدون دليل از حق روى برگرداند بدترين مردم زمين است و كاملا بهسان كسى است كه براى خدا شريك قرار دهد و اين هر دو ، جز خوارى و عذاب ، كيفرى ندارند .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ،
كسانى كه به حق ايمان آوردند و بر طبق آن عمل كردند .
أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ .
كسى كه حق را جست و جو كند و به خاطر حق بدان عمل كند و سرزنش هيچكس را در اينباره نپذيرد ، كسى برتر از او نيست ، مگر