تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ننهاديم ؟ ( 10 ) و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد . ( 11 ) و تو چه دانى كه گذرگاه سخت چيست ؟ ( 12 ) آزاد كردن بنده است . ( 13 ) يا طعام دادن در روز قحطى . ( 14 ) خاصّه به يتيمى كه خويشاوند باشد . ( 15 ) يا به مسكينى خاك‌نشين . ( 16 ) تا از كسانى باشند كه ايمان آورده‌اند و يك‌ديگر را به صبر سفارش كرده‌اند و به بخشايش . ( 17 ) اينان اهل سعادتند . ( 18 ) و كسانى كه به آيات ما كافرند اهل شقاوتند . ( 19 ) نصيب آنهاست آتشى كه از هر سو سرش پوشيده است . ( 20 )

اعراب

« لا اقسم » « لا » زايد است . برخى گفته‌اند : نافيه است . در تفسير آيهء 75 از سورهء واقعه و آيه 15 از سورهء تكوير در اين‌باره سخن گفته شد . « البلد » عطف بيان از « هذا » مىباشد . « لقد خلقنا » جواب قسم است . « فى كبد » به معناى مكابدا متعلّق به محذوف و حال از « الانسان » است . « ان لن نقدر » به معناى « انّه لن . . . » است . « النجدين » مفعول دوم براى « هديناه » ، زيرا به معناى « عرّفناه النجدين » است . « و ما ادراك » « ما » مبتدا و جملهء « ادراك » خبر آن مىباشد . « ما العقبة » مبتدا و خبر . « فكّ » خبر براى مبتداى محذوف است : « هى فكّ » . « يتيما » مفعول براى « اطعام » . اصل « تواصوا » ، « تواصيوا » بوده و « ياء » به خاطر التقاى ساكنين حذف شده است .

تفسير

لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ .
مراد از بلد ، مكّهء مكرّمه است . مكّه به وسيلهء بهترين خانه‌اى كه براى مردم ساخته شده و با بركت است ، و نيز به سبب بزرگ‌ترين پيامبرى كه در آن ، گام به عرصهء گيتى نهاده و به عنوان رحمتى براى جهانيان فرستاده شده ، مورد احترام است .
وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ .
اين خطاب براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . « حلّ » : اقامت كننده . واو حاليه است . بنابراين ، سوگند خوردن به مكّه ، با قيد به اين‌كه