هركسى است كه به گمراهىاش ادامه مىدهد و تسليم خواستة نفسانىاش مىشود .
فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ .
صبحگاهان ، خانههايشان به گورهايشان تبديل شدند . خردمند كسى است كه از آنان و امثالشان اندرز بگيرد و در هنگام نعمت و آسايش از خشم خدا بترسد و در هنگام سختى و زيان به رحمت او اميدوار باشد .
كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ .
ما اينچنين ، جنايتكاران را در دنيا و آخرت و يا تنها در آخرت برطبق آنچه حكمت او ايجاب كند كيفر مىدهيم .
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ .
ما قوم عاد را براثر ستمگرى و سركشى آنها به هلاكت رسانيديم ، درحالىكه نيرو و ثروتى به آنان داده بوديم كه به شما اى قريش ! نداديم . آيا نمىترسيد كه شما نيز گرفتار همان عذابى شويد كه عاد و ديگر امّتهاى گذشته گرفتار آن شدند ؟
وَ جَعَلْنا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً .
ما براى آنان گوش ، چشم و قلب قرار داديم ، چنانكه براى شما قرار داديم .
فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ ،
چون آنان از هيچكدام از اين اعضا سود نبردند ، بلكه چونان ديوانه ، لال ، ناشنوا و نابينا بودند و به اندرز و هشدار توجّهى نداشتند .
بنابراين ، اى مردم مكّه ! گوش و چشم و خردتان باعث خودپسندى براى شما نشود ؛ زيرا وقتى عذاب بر شما فرود آيد ، هيچكدام از اين نعمتها نمىتواند جلو آن را بگيرد .
إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
آنها حق و دلايل آن را منكر شدند و آن را و نيز طرفدارانش را ريشخند كردند و در ستمگرى و گمراهى پاى فشردند . بنابراين ، كيفرشان هلاكت و نابودى است .
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ .
خطاب در « حولكم » براى مشركان مكه است و مراد از « القرى » ، ساكنان آنهاست كه عبارتند از :
عاد ، ثمود و همسايگانشان . « صرّفنا الآيات » : انواع دليل و اندرز را برايشان بيان كرديم و آنها را با گفتارها و كردارها هشدار داديم ، تا پند گيرند و از گمراهى دست بردارند ، ليكن آنان جز كفر ، چيزى را نپذيرفتند . بنابراين ، سزاوار است كه آنان را عذاب و نابود