تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

اعراب

« أن لا تعبدوا » ، « ان » به‌معناى اى مفسّره است كه جملهء « أنذر قومه » را تفسير مىكند . مصدر مؤوّل از « لتأفكنا » متعلّق به « رأوه » مىباشد ؛ زيرا « رأى » دراين‌جا بصرى است و نياز به يك مفعول دارد . « ريح » خبر براى مبتداى محذوف : « هو ريح » . « كذلك نجزى » ، كاف به‌معناى مثل و قائم مقام مفعول مطلق است : « مثل ذلك الجزاء نجزى » . « مكّنّاهم فيما ان » ، « ما » به‌معناى « الّذى » و « ان » نافيه است : « مكّنّا عادا من المال و القوة ما لم نمكّنكم فيه يا قريش » . « آلهة » مفعول دوم براى « اتّخذوا » و مفعول اوّل محذوف مىباشد : « اتّخذوهم » . « قربانا » مفعول من اجله : « اتّخذوهم آلهة ليقربوهم الى اللّه » . نظير اين سخن خدا كه به نقل از آنان مىگويد : « اينان را از آن‌رو مىپرستيم تا وسيلهء نزديكى ما به خداى يكتا شوند » . « 1 »

تفسير

داستان هود با قومش عاد در جلد سوم ، سورهء اعراف ، آيهء 65 - 72 ؛ جلد چهارم ، سورهء هود ، آيهء 50 - 60 ، جلد پنجم ، سورهء شعراء ، آيهء 123 - 140 ، و ديگر آيات پيشين و پسين بيان كرده است و به همين دليل و با تكيه به آنچه پيش‌تر بيان شد ، دراين‌جا تا آن مقدار كه امكانپذير باشد ، اين داستان را به‌طور كوتاه بيان مىكنيم .
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! داستان هود با قومش را براى قوم خودت بيان كن ، تا شايد آنان اندرز و پند بگيرند . آنان نيز چونان قوم تو عرب بودند و نيرو و ثروت بيش‌ترى داشتند و آبادى آنها نزديك سرزمين قومت بود ، چون قوم هود در سرزمين احقاف سكونت داشتند و آن قسمتى از سرزمين يمن است كه پيوست حجاز مىباشد .
وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ .
مراد از
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 3 .