و اندرزهاى قرآن سود مىبرد .
وَ ما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ .
سؤال : سخن خدا در ابتدا : « هركه خواهد آن را بخواند » معنايش آن است كه انسان مختار است و از آزادى و اراده برخوردار مىباشد . درحالىكه سخن او در مرحلهء دوم : « و پند نمىگيرند مگر آن كه خدا خواهد » بدين معناست كه انسان مجبور است و آزادى و اراده ندارد و در ظاهر ، اين دو آيه با يكديگر تناقض دارند . بنابراين ، با چهچيزى مىتوان اين تناقض را برداشت ؟
پاسخ : مراد از مشيّت و خواستهء نخست ، آن است كه خداوند انسان را مختار گذاشته كه ايمان را براى خويشتن برگزيند و يا كفر را . مراد از مشيّت دوم آن است كه خداوند انسان را بر ايمان و پناهبردن به آن ، مجبور سازد . بنابراين ، معناى مجموع هردو آيه آن است كه خدا انسان را ميان ايمان و كفر مخيّر گذارده است ، چنانكه در آيهء 29 از سورهء كهف آمده است : « بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست . هركه بخواهد ايمان بياورد و هركه بخواهد كافر شود » . ليكن انسان كافر لجباز ، در هيچ حالتى ايمان نمىآورد ، مگر آنكه خدا او را بر ايمان مجبور سازد و بهرغم روى برتافتن او ، وادارش كند . البتّه ، چنين اجبارى صورت نخواهد گرفت ، زيرا مخالف عدالت و حكمت خداوند است . چه ، عدالت و سنّتهاى او در ميان آفريدگانش آن است كه راه نيكى را برايشان بيان و آنان را بدان تشويق كند و نيز راه بدى را براى آنان بازگو نمايد و آنها را از آن بترساند و هركس در انتخاب سرنوشت خويش مختار است ، و گرنه ، پاداش و مجازات بىمعنا خواهد بود . اين مطلب را سخن خدا تأييد مىكند كه بلافاصله مىگويد :
هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ،
خدا شايستهء آن است كه در اوامر و نواهىاش اطاعت شود و مردم از خشم و عذاب او بترسند . و نيز شايستهء آن است كه به بندگانش رحم كند و هركس را كه توبه و زارى مىكند بيامرزد .
به بيانى كوتاهتر و روشنتر : خدا انسان را مختار و داراى انديشه و اراده آفريد و بدينوسيله او را از حيوان جدا كرد و بههمين دليل ، او را مكلّف ساخت كه اطاعت و پايدارى كند و نه حيوان را و اگر خدا بخواهد مىتواند اراده را از انسان سلب كند و او را بسان حيوان و يا پستتر از آن قرار دهد .