تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
فرارسيد . ( 47 ) پس شفاعت كنندگان سودشان نبخشيد . ( 48 ) چه شده است كه از اين پند اعراض مىكنند ؟ ( 49 ) مانند خران وحشى . ( 50 ) كه از شير مىگريزند . ( 51 ) بلكه هريك از ايشان مىخواهد كه نامه‌هايى گشاده به او داده شود . ( 52 ) آرى ، كه از آخرت نمىترسند . ( 53 ) آرى كه اين قرآن اندرزى است . ( 54 ) هركه خواهد آن را بخواند . ( 55 ) و پند نمىگيرند ، مگر آن‌كه خدا خواهد ، او شايان آن است كه از او بترسند و او شايان آمرزيدن است . ( 56 )

واژگان

أسفر : روشن شود . الكبر : به ضمّ كاف ، جمع كبرى و مراد از آن دراين‌جا مجازات بزرگ است . الخوض فى الشىء : واردشدن در چيز و مراد از آن دراين‌جا ، فراوان سخن‌گفتن است كه هيچ خيرى در اين سخنان نباشد . اليقين : دراين‌جا مراد مرگ است . حمر : به ضم حا و ميم ، جمع حمار است و مراد از آن دراين‌جا گورخرها است . مستنفرة : ترسان ، گريزان . القسورة : شير . برخى گفته‌اند : مراد از آن دراين‌جا ، شكارچيان است .
أَهْلُ التَّقْوى :
سزاوار آن است كه ما از او بپرهيزيم و بترسيم .

اعراب

« كلّا » حرف ردع است .
« وَ الْقَمَرِ » ،
واو براى قسم است .
« وَ اللَّيْلِ »
« وَ الصُّبْحِ »
عطف بر
« الْقَمَرِ »
است . جملهء
« إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ »
جواب قسم . بيضاوى گفته است :
« نَذِيراً »
تميز مىباشد : لاحدى الكبر انذارا يا اين‌كه حال است از آن چيزىكه جمله بر آن دلالت دارد : كبرت منذرة » . « لمن شاء » بدل از « للبشر » است ، با اعادة حرف جر . مصدر برگرفته از
« أَنْ يَتَقَدَّمَ »
مفعول « شاء » مىباشد : شاء التقدم او التأخر » . « الا أصحاب