دريافت و تحمّل كن ، با كلمهء حق به رويارويى با زورمندان و مستكبران برخيز و به آنها بگو : شما گمراه و تبهكار هستيد و اگر هدايت نشويد و از گمراهى خود دست برنداريد ، بهزودى خوار و زبون خواهيد شد . اى پيامبر ، اين سخنان و بيشتر از آن را به آنها بگو و دربرابر آنچه از سوى آنان به تو مىرسد شكيبا باش و با ستايش پروردگارت تسبيح گوى و او را سپاسگزار باش .
وقتى بدانيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله قريش را درحالى به مبارزه طلبيد كه آنان در اوج قدرت و نيرو قرار داشتند و او جز ايمان و اخلاص ، چيزى نداشت ، براى ما روشن مىشود كه چه آزارهايى از سوى آنان به او رسيد . قريش او را جادوگر ، دروغگو ، شاعر و حتّى ديوانه هم گفتند و كودكان را وادار مىكردند كه او را ريشخند كنند و به سويش سنگ پرتاب نمايند و همچنين ، زنان را وادار مىكردند كه خارها را بر سر راهش قرار دهند و ديوانگان را كه اشياى آلوده و كثيف را بر او بيندازند ، تا آنجا كه يكى از آنان عمامهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از سرش برداشت و آن را به گردنش بست . بالاتر از همهء اينها ، قريش قرار گذاشتند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله و نزديكانش را از ميان خود بيرون كنند و آنان را در « شعب » زندانى نمايند و از داشتن هرگونه رابطهاى با جامعه محروم سازند و زمانىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بهرغم آن آزار و شكنجههايى كه از سوى قريش ديد ، همچنان بر دعوت خويش پافشارى كرد ، قريش گروهها برضدّ او تشكيل دادند و ارتشها براى جنگ با او آماده ساختند . بنابراين ، او تحمّل ، پايدارى و صبر كرد ، تا به اين سخن خداوند پاسخ مثبت داده باشد :
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ » .
با اين بيان روشن مىشود كه وظيفهء پيامبر ، بيمدادن و شكيبايى بر رنجها و خوفهاى آن است . اين ، فرمان نخست است . امّا فرمان دوم ، يعنى برابرى ميان تمامى مردم ، اين سخن خدا بر آن دلالت دارد :
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
هرگاه به انسان عادى بگويى :
كبر الله » . ما از اين سخن تو مىفهميم كه تو مىخواهى وى را تشويق كنى كه بگويد :
« الله اكبر » ، چنانكه به او مىگويى : « صلّ على محمّد » . امّا سخن خدا خطاب به