تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠

اعراب

« ربّك » مفعول مقدم براى « كبّر » و از اين قبيل است « ثيابك »
« وَ الرُّجْزَ » .
« فا » بر سر فعل داخل شده است ، زيرا جمله معناى شرط را دربر دارد و گويى خداوند فرموده است : مهما يكن فكبر . . . جملهء لا تستكثر حال است . لا تمنن مستكثرا » . « فذلك » مبتدا و « يومئذ » بدل از آن مىباشد .
« يَوْمٌ عَسِيرٌ »
خبر آن است .
« عَلَى الْكافِرِينَ »
متعلق به « عسير » . « غيريسير » خبر دوم و تأكيد براى خبر اول است .

تفسير

اين آيات به وظيفهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله به‌عنوان فرستاده‌اى از سوى حق به خلق اشاره مىكند و نيز بدين نكته اشاره دارد كه تمامى مردم در پيشگاه خدا يكسان هستند . اينك بيان اين آيات :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ .
منظور ا ز « مدثر » ، پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله است كه خداوند او را با اين ويژگى مورد خطاب قرار داده ؛ زيرا او در آن زمان بنا به دلايلى خود را در لباسش پيچيده بود ، چنان‌كه اين موضوع را در آيه :
« يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ »
گفتيم .
« قُمْ فَأَنْذِرْ .
گاهى يك واژه داراى معناى لغوى واحد است . ليكن اين معناى واحد ، با اختلاف گوينده و شخص مورد خطاب ، اختلاف پيدا مىكند . به‌عنوان نمونه ، واژهء « أنذر » در قاموس‌هاى لغت ، بدين معناست : هشدار و بيم بده . هرگاه گوينده‌اى بگويد : من شخصى را ديدم كه در راه مين كار مىگذاشت و تو به او بگويى : « أنذر » . معناى اين سخن شما آن است كه رهگذر را نسبت به مين هشدار بده و او را با خبر كن . هرگاه به فقيه شهرى بگويى : « أنذر » معنايش آن است كه احكام دين را به مردم اين شهر ياد بده و آنها را از مخالفت با اين احكام بترسان . امّا سخن خدا خطاب به پيامبرش :
« قُمْ فَأَنْذِرْ »
معنايش چنين است : با ستمكاران مبارزه كن و از سوى آنان ضربه‌هايى را