تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩

واژگان

الهجر الجميل : دورى جستن پسنديده آن است كه به‌هيچ صورت به دشمنت تعرّض نكنى و اگر وى به تو تعرّض كند ، آن را ناديده بگيرى . أنكالا : جمع نكل به‌معناى بندگران . ذاغصّة : غذايى كه در گلو گير كند ، نه فرورود و نه بيرون آيد . الكثيب : ريگ‌هايى كه روىهم انباشته شده باشد ، تپّهء ريگ . المهيل : چيزىكه پايدار نباشد و هرگاه پايين آن به حركت درآيد ، بالايش نيز روان گردد . الوبيل : سنگين . منفطر : شكافته شود . در كتاب‌هاى لغت آمده است كه عرب در برخى از سخنانشان واژهء سماء را به‌معناى سقف به‌كار مىبرند .

اعراب

« وَ الْمُكَذِّبِينَ »
عطف است بر ياى
« ذَرْنِي »
و يا مفعول معه مىباشد .
« أُولِي النَّعْمَةِ »
صفت براى
« الْمُكَذِّبِينَ »
است .
« قَلِيلًا »
به‌معناى زمنا قليلا مىباشد . « يوما » مفعول‌به برا ى « تتقونى » بنابر حذف مضاف : « عذاب يوم » .
« السَّماءُ »
مبتدا و
« مُنْفَطِرٌ »
خبر است ، بنابر اين‌كه « سماء » به‌معناى « سقف » باشد . ضمير « به » به « يوم » برمىگردد و « با » در اين‌جا به‌معناى « فى » است .

تفسير

وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا .
دشمنان خداوند ، عليه پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و إله سخنان بيهوده‌اى را گفتند . از اين‌رو ، خداوند به او دستور داد كه صبر كند و