تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
راز اين‌كه اسلام و قرآن در ردّ پرستش‌كنندگان بت‌ها توجّه خاص نشان مىدهد ، در همين‌جا نهفته است و عظمت محمّد صلّى اللّه عليه و إله در بزرگداشت انسان و پاكيزه ساختن او از پرستش آنچه با دستان خود او ساخته شده ، تجلّى مىيابد . شاعر مىگويد :
بكيت على الانسان ينحت صخرة * و يعبدها للنّفع يوما او الضّرّ
بر انسان گريستم كه سنگى را مىتراشد و آن را مىپرستد ، تا روزى به وى سود و يا زيان رساند .
و كفّاه اولى بالعبادة لو درى * هما نحتا هذه الصّخور كما يدرى
درحالىكه دو دست او به پرستش سزاوارترند . چه ، اگر او بداند ، كه مىداند ، اين دستان اوست كه اين سنگ‌ها را تراشيده‌اند .
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ .
مراد از سخن خدا : « الى يوم القيامة » آن است كه بت‌ها هيچگاه پاسخ نمىدهند و امكان ندارد كه پاسخ دهند و معناى آيه چنين است : هيچ‌كس نادان‌تر و گمراه‌تر از كسى نيست كه چيزى را مىپرستد كه نه صداى نداكننده‌اى را مىشنود و نه دعاى دعاكننده‌اى را پاسخ مىدهد .
وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ .
ضمير « هم » و « غافلون » به اصنام برمىگردد و ضمير « دعائهم » به مشركان و معناى آيه چنين است : مشركان بت‌ها را مىپرستند ، ليكن بت‌ها از آنان بىخبرند و از وجود ايشان آگاهى ندارند .
وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ .
نيز در روز قيامت ، وقتى كه خداوند مردم را براى حسابرسى و كيفر گرد مىآورد ، خدايان مشركان از آنان بيزارى مىجويند و خود آنان و عبادتشان را انكار مىكنند ، به جلد چهارم ، تفسير آيهء 28 از سورهء يونس ، رجوع كنيد .