واژگان
قبلك : بهكسر قاف ، يعنى جهت تو ، سوى تو ، نزد تو ، پيرامون تو .
مهطعين : شتابكنندگان .
عزين : جمع عزّة ، به كسر عين همانند عدة بهمعناى گروه . اعراب اين واژه به يا و نون است ؛ زيرا از ملحقات جمع سالم است نظير سنين .
نصب : هرچيزىكه براى پرستش غيرخدا نصب مىشود .
يوفضون : مىشتابند و مىروند .
الخشوع : اين واژه اگر همراه چشم بهكار رود بهمعناى فروبستن است و از ذلّت و خوارى كنايه آورده مىشود . اگر با صدا بهكار رود بهمعناى آهستگى است و اگر با قلب همراه باشد بهمعناى بيمداشتن و فروتنى مىباشد .
ترهقهم : به آنان مىپيوندد و برايشان چيره مىشود .
اعراب
« فما » براى استفهام انكارى و مبتدا مىباشد و « للذين كفروا » خبر آن است .
« قِبَلَكَ »
ظرف ، متعلّق به محذوف و حال از
« الَّذِينَ كَفَرُوا » :
ثابتين حولك » .
« مهطعين » حال است .
« عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ »
متعلّق به « عزين » است ؛ زيرا اين كلمه بهمعناى متفرقين مىباشد . « عزين » نيز حال است .
« أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ »
بهمعناى فى أن يدخل مىباشد . « كلّا » حرف ردع و زجر است .
« فَلا أُقْسِمُ »
همانند
« فَلا أُقْسِمُ »
در آيه 75 از سورهء واقعه و 38 از سورهء الحاقّه است .
« بِمَسْبُوقِينَ » ،
« با » زايد است و « مسبوقين » خبر براى « نحن » مىباشد .
« يَخُوضُوا »
مجزوم به جواب امر است .
« يَوْمَ يَخْرُجُونَ »
بدل از « يومهم » است و « سراعا » و نيز « خاشعة » حال مىباشد .