تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
« واهية » است .
« يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ »
« يوم » متعلق به « يحمل » است .
« يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ » .
« يوم » متعلق به « تعرضون » مىباشد و برخى گفته‌اند : بدل از
« فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ »
است .

تفسير

الْحَاقَّةُ * مَا الْحَاقَّةُ .
مراد از
« الْحَاقَّةُ » ،
قيامت است . قيامت را بدين‌سبب حاقّه ناميده‌اند كه اين روز حتما به‌وقوع مىپيوندد . امّا پرسش دربارهء اين روز و تكرار لفظ
« الْحَاقَّةُ »
به‌منظور هشدار دادن از سختىها و بيم‌هاى آن مىباشد و اين‌كه ترس و وحشت اين روز به‌اندازه‌اى است كه نه گوشها آن را شنيده ، نه چشم‌ها ديده و نه انديشه‌ها تصوّر كرده است و به‌همين دليل ، خداوند ، استفهام را تكرار كرده و فرموده است :
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ .
اى انسان ، چه‌چيزى تو را از اين‌روز آگاه كرده است ؟ آيا كسى هست كه از ماهيّت اين روز آگاهى داشته باشد ، تا تو را از آن آگاه كند ؟ تمامى آنچه ما از اين‌روز مىدانيم آن است كه براى پرهيزكاران ، بهشتى است كه هرآنچه دل‌ها بخواهند و چشم‌ها از آن لذّت برند ، در آن موجود است و براى جنايتكاران « آتش جهنّم است كه نه بميرانندشان و نه از عذابشان كاسته گردد » . « 1 »
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ .
ثمود قوم صالح و عاد قوم هود است و « قارعة » همانند
« الْحَاقَّةُ »
از نام‌هاى قيامت مىباشد .
فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ .
واژهء « طاغية » به‌معناى بانگ عذاب است و طغيان آن كنايه از سختى عذاب مىباشد همانند
« طَغَى الْماءُ »
وهاج البحر [ كه كنايه از فراوانى آب و دريا است .
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ .
« عاتِيَةٍ »
يعنى كشنده و سخت .
سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً .
اين مدّت بدون قطع و فاصله هم‌چنان ادامه دارد .
فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى ؛
آنان را مىبينى كه بر زمين افتاده‌اند .
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ .
هر مرده‌اى ، بىجان و افتاده و ترسناك است ، هرچند بر روى گل و ابريشم قرار داشته
هامش
( 1 ) . فاطر ( 5 ) آيهء 36 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 668 | محمد جواد مغنية