تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩

واژگان

بِهذَا الْحَدِيثِ :
به اين قرآن .
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ :
به‌زودى آنان را از حالتى به حالتى انتقال خواهيم داد .
أُمْلِي لَهُمْ :
به آنان مهلت مىدهم . مغرم : كسىكه به چيزى وادار مىشود كه آن را دوست ندارد . مثقلون : بار سنگين برداشتند . صاحب الحوت : مراد يونس پيامبر است . مكظوم : خشمگين ، برخى گفته‌اند : زندانى شده . العراء : فضا . مذموم : مورد ملامت قرار گرفته . زلق : براى لغزيدن پا به‌كار مىرود و دراين‌جا مراد از آن نگريستن با خشم و كينه است ، تا آن‌جا كه نزديك است پاهاى فرد موردنظر بلغزد .
لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ :
زمانىكه قرآن را شنيدند .
إِلَّا ذِكْرٌ :
اندرز .

اعراب

« وَ مَنْ يُكَذِّبُ »
عطف است بر ياى « ذرنى » و يا مفعول معه مىباشد . مصدر مؤوّل از
« أَنْ تَدارَكَهُ »
مبتدا و خبرش محذوف است : لو لا مداركة النعمة حاصل ة « من ربه » متعلق به « نعمة » و نگفته است : تداركته نعمة زيرا تأنيث دراين‌جا مجازى است . ميان فعل و فاعل ضمير مفعول فاصله شده و اين ضمير همان « ها » ى « تداركه » است .
« إِنْ يَكادُ » .
« ان » مخففه از ثقيله و مهمل است ، نه عامل ، لام پس از آن آمده است ، تا ميان آن و « ان » نافيه گذاشته شود .