پرهيزگاران وارد بهشت كند ، بهقسمى كه اين سوگندها و پيمانها تا روز قيامت قابل تبديل و تغيير نيست ؟
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ ،
خطاب براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . واژهء « زعيم » بهمعناى كفيل است و معناى اين جمله چنين مىباشد : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله از مشركان بپرس : بر فرض درستى ادعاى آنان ، چهكسى اجراى اين پيمان را برايشان به عهده گرفته است ؟
أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ .
مراد از
« شُرَكاءُ »
دراينجا بتهاست ، چنانكه در آيه 27 از سوره سبأ آمده است :
« قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ »
معناى اين آيه چنين است : بايد مشركان ، خدايانى را بياورند كه آنها را مىپرستيدند ، تا برايشان گواهى دهند كه آنان به همراه پرهيزگاران در بهشت هستند .
هدف از اين خطابهايى كه خداوند مشركان را با آنها مخاطب قرار داده ، آن است كه هيچچيزى نيست كه نشان دهد و يا اشارهء نزديك و يا دور كند كه مشركان از چيزى برخوردار باشند . اين نوع دليل ، بهترين وسيله براى به سكوت واداركردن طرف مقابل است و در همينحال ، علم و يقين را نيز همراه دارد .
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ
عربها عبارت كشف عن الساق را كنايه از سختى و هراس مىآورند و بههمين دليل ، روز قيامت را روزكشف عن الساق نام نهادهاند و در اينروز از هيچكس نمىخواهند كه سجده و يا عبادتهاى ديگر را انجام دهد ، چون آنروز ، روز حسابرسى و كيفر است ، نه روز تكليف و عمل . بر اين اساس ، خواستن سجده از جنايتكاران در روز قيامت ، از باب سرزنش و سركوب است ، نه از باب تكليف و تشريع . مراد از « لا يستطيعون » آن است كه سجدهكردن در آنروز ، هيچ سودى به حال آنان ندارد . چه ، اينروز ، روز كيفر است ، نه روز عمل . منظور اين است كه اين گروه مشرك ، بهزودى در روز قيامت كه براى نزديكشدن به خدا نه چارهاى دارند و نه وسيلهاى ، سرزنش و عذاب خواهند شد .