تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله است و معنايش چنين مىباشد : هنگامىكه مشركان قرآن را از محمّد صلّى اللّه عليه و إله شنيدند ، از روى خشم و با چشم دشمنى و كينه به او مىنگريستند و براثر نگاه‌هاى آنان ، نزديك بود گام‌هاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بلغزد ؛ زيرا اين نگاه‌ها چونان نوك تيرها تيز بود . رازى مىگويد : فلانى به من نگاهى كرد كه نزديك بود ديوانه‌ام كند و نزديك بود مرا بخورد . شاعر هم مىگويد : يتقارضون اذا التقوا فى موطن نظرا يزلّ مواطئ الأقدام ؛ هرگاه در جايى باهم ديدار كنند ، به‌گونه‌اى به يك‌ديگر به دنبالهء چشم مىنگرند كه گام‌ها را مىلغزاند .
وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ،
آنان نگاه‌هايى هم‌چون تيرها به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله انداختند و نيز با سخنان تند او را آزرده كردند و گفتند : او ديوانه است . . . خداوند در آغاز اين سوره ، سخنان آنها را رد كرد : « تو به فضل پروردگارت ديوانه نيستى » .
وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ .
ضمير « هو » به قرآن برمىگردد و مراد از ذكر ، پندگرفتن به‌وسيله كارهاى نيك و هدايت‌يافتن به راه اوست . معناى آيه چنين است : قرآن وحى خداوند است كه او را بر قلب محمّد صلّى اللّه عليه و إله فروفرستاده است تا تمامى مردم را در هر زمان و مكان به وسيلهء آن رهنمون شود .