تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
همان چيزى است كه شما بدان شتاب مىكرديد ، آنها مىگويند : واى بر ما كه از اين روز بىخبر بوديم و حتى ستمگر بوديم . اين وضعيت هر نادان لجباز و خودسرى است كه از آنچه مىكند و مىگويد باكى ندارد .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَ مَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنا فَمَنْ يُجِيرُ الْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ .
هركس آيات قرآن حكيم را بررسى كند ، مىبيند كه اختلاف ميان پيامبران و مشركان ، بيشتر دربارهء شرك و قيامت بوده است و بسيارى از آيات به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم با اين دو اصل ارتباط دارند . مشركان براى شرك به عادت پدران و نياكانشان استدلال مىكردند و براى منكرشدن قيامت هم دليلشان اين بود : كسىكه به خاك تبديل مىشود ، هرگز بار ديگر زنده نمىشود . خداوند دليل رد سخن آنان را به پيامبرش ياد داد و آنها را به عذاب دنيوى و اخروى هشدار داد . اين موضوع در ضمن ده‌ها آيه بيان شد . مشركان از پاسخ‌دادن به استدلال پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ناتوان ماندند و به دشمنى و ريشخند و فتنه‌انگيزى پرداختند و گه‌گاه پيامبر را به كشتن تهديد مىكردند ، چنان‌كه آيه 30 از سوره طور بدان اشاره كرده است : « يا مىگويند : شاعرى است و ما براى وى منتظر حوادث روزگاريم » . آيات پيشين ، موضوعاتى چون خطاب به مشركان پيرامون قيامت ، هشدار به وسيلهء عذاب فروبردن در زمين و پرتاب سنگ‌ريزه در دنيا و عذاب جهنم چه بد جايگاهى است در آخرت را دربر دارد . آن‌گاه اين خطاب به نفرين آنان بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و پاسخ آن منتقل مىشود . چه ، خدا به پيامبرش فرمان مىدهد كه به مشركان بگويد : آيا دربارهء من و همراهانم منتظر حوادث روزگار هستيد و براى من و آنان آرزوى مرگ مىكنيد ؟ به من بگوييد كه اگر شما به اين آرزوى خود برسيد ، چه بهره‌اى خواهيد برد ؟ آيا مرگ من و همراهانم شما را از عذاب رهايى مىبخشد ، درحالىكه براى شما جز توبه و زارى ، چيز ديگرى سود ندارد ، خواه پيش از من بميريد و خواه من پيش از شما بميرم .