تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
خداوند آن را برايش حلال كرده بود ، سوگند ياد كرد . از اين‌رو ، خدا به او فرمان داد كه سوگندش را رها كند و كفّاره بدهد . به اعتقاد ما - خدا داناتر است - پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سوگند ياد نكرده بود ، ليكن وعده داده بود كه ترك كند و وعدهء معصوم در هرحالت بايد عملى شود ، خواه آن چيزىكه مورد وعدهء او قرار گرفته ، مستحب باشد خواه مباح ، زيرا وعدهء او نيرومندتر و بزرگ‌تر از سوگند ديگران است و به همين‌دليل اگر به وعدهء معصوم عليه السّلام سوگند گفته شود ، درست است .
وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ .
خدا سرپرستى كارهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و مؤمنان را به‌عهده دارد و آنان را ضدّ توطئه‌گران يارى مىكند و او به حكمت و مصلحتى كه احكام سوگند و ديگر احكام بر پايهء آن استوار مى باشند داناتر است .
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً .
اين سخن نشان ميدهد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله انساني است كه مىخواهد همسرانش را شادمان سازد ، چنان‌كه ديگران مىخواهند با همسرانشان چنين كنند و او هيچ امتيازى بر آنان ندارد ، جز اين‌كه وحى بر او نازل مىشود و از محرّمات خدا و هر عمل زشت در عصمت است . به جلد پنجم ، بخش : « حقيقت نبوّت » نگاه كنيد .
فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ .
ضمير « به » و « أظهره » و « بعضه » به سخنى برمىگردد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن را براى برخى از همسرانش پنهان كرده بود . ضمير مستتر در « نبّأت » به حفصه برمىگردد و ضمير « عرّف » به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و معناى آيه چنين است : حفصه به‌رغم اين‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به پنهان‌داشتن رازش سفارش كرده بود ، آن را فاش كرد و زمانىكه او اين راز را فاش و منتشر كرد ، خداوند خبر فاش‌كردن او را به پيامبرش داد . از اين‌رو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله برخى از چيزهايى را كه حفصه فاش كرده بود ، به او خبر داد و برخى ديگر را به‌خاطر مدارا كردن با وى ، بازگو نكرد . اين سخن بدين نكته اشاره دارد كه حفصه در افشاى اين راز پا را از حد فراتر نهاده بود .
فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا ،
حفصه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرسيد ، چه‌كسى اين خبر
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 605 | محمد جواد مغنية