جمع بهكار مىرود . « بعد ذلك » بهوسيلهء « ظهير » نصب داده شده است . « خيرا » صفت براى « أزواج » و همچنين مابعد آن نيز صفت مىباشد .
خلاصهء داستان
مفسّران و راويان دربارهء سبب نزول اين آيات اختلاف كردهاند . دراينجا آنچه را كه در صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است ، نقل مىكنيم . در اين دو كتاب از عايشه نقل كردهاند كه او گفت : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله حلوا و عسل را دوست مىداشت . او يك روز نزد همسرش زينب دختر جحش ، عسل خورد . از اينرو ، من و حفصه باهم توافق كرديم كه هرگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر يكى از ما وارد شود ، به او بگويد : من بوى مغافير « 1 » را از تو استشمام مىكنم و چنين شد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : خير ، بلكه من در خانهء زينب عسل خوردم و هرگز بار ديگر نخواهم خورد و سوگند ياد كردهام و اين موضوع را بهكسى بازگو مكن .
در تفسير شيخ مراغى آمده است : زنى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر او وارد شد و پيش او عسل را بر خود حرام كرد ، حفصه بود و او اين موضوع را به عائشه خبر داد ، بهرغم اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آن را از وى پنهان كرده بود . شيخ مراغى مىگويد : عائشه و حفصه در ميان همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با يكديگر رابطهء دوستانه داشتند و در مقابل ساير همسران از يكديگر حمايت مىكردند .
دربارهء سبب نزول هرچه گفته شود ، ظاهر آيات بهروشنى نشان مىدهد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از خوردن چيزىكه خدا آن را بر او حلال كرده بود ، بنا به دلايلى خوددارى كرد و آن را بهصورت رازگونه به يكى از همسرانش گفت و به او دستور داد كه آن را با كسى نقل نكند ، ليكن وى مخالفت كرد و آن را افشا نمود . از اينرو ، خداوند پيامبرش را بهخاطر خوددارى از آنچه كه آن را برايش حلال كرده بود مورد سرزنش قرار داد و به همسران او كه به فرمان او گوش فرانمىدادند ، هشدار داد .
هامش
( 1 ) . صمغ ، شيرينى است كه بوى بد دارد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از اينكه بوى ناخوشآيندى با او باشد ، نفرت داشت .