درست است . برخى گفتهاند : « سواء » خبر مقدّم و فعل مؤوّل به مصدر مبتداى مؤخّر است . ما هيچگونه توجيهى براى اين تأويل به مصدر نمىبينيم ؛ زيرا ادات مصدرى وجود ندارد و معنا هم بدون تأويل درست است .
تفسير
قرآن از صحابه و جهادشان در راه اسلام ستايش كرد و مقام و ارزشهاى آنان را بالا برد و نيز در چندين سوره از منافقان و نيرنگ و پافشارى آنها بر توطئه بر ضدّ اسلام و پيامبرش سخن گفت . امّا سخنگفتن دربارهء منافقان نهايت ندارد ، چون دروغها و شيوههاى انحرافى آنها اندازه و پايانى ندارد . بنابراين ، جاى شگفت نيست ، اگر سخنگفتن دربارهء آنها تكرار شود و خداوند در كتابش ، سورهاى را به آنان اختصاص دهد . خداوند آنها با زشتترين صفات توصيف كرده است كه برخى از آنها عبارتند از :
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ ،
منافقان ، كفر به خدا و دشمنى با پيامبر بزرگوارش را پنهان و دوستى و ايمان به او و رسالتش را آشكار كردند .
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ .
مراد از گواهى دادن خدا ، علم اوست و معناى آيه چنين مىباشد : منافقان با زبانشان چيزى را مىگويند كه در دلهاى آنان نيست ، درحالىكه خدا پنهان و آشكارشان را مىداند و او در كمين آنهاست . نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ماهيت آنها را مىداند ، ليكن او مأموريت دارد كه از طريق ظاهر با آنان برخورد كند و نه از طريق واقع . او فرمود : « من مأموريت دارم كه با مردم آنقدر بجنگم كه بگويند : لا إله الّا اللّه و هرگاه اين كلمه را گفتند ، خون و مالشان در نزد من محفوظ است ، مگر از طريق حق و حسابرسى آنان با خداست » . رساترين سخنى كه دربارهء تفاوت مؤمن و منافق خواندم ، سخن امام على عليه السّلام است : « زبان مؤمن در وراى قلب او و قلب منافق از وراى زبان اوست » ، بدينمعنا كه زبان مؤمن پيرو قلب اوست و