تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
خود مىپندارند . ايشان دشمنانند . از آنها حذر كن . خدا ايشان را بكشد . به كجا منحرف مىشوند ؟ ( 4 ) چون به آنها گفته شود كه بياييد تا پيامبر خدا برايتان آمرزش بخواهد ، سرمىپيچند . مىبينى كه اعراض و گردنكشى مىكنند . ( 5 ) تفاوتى نكند ، چه برايشان آمرزش بخواهى چه آمرزش نخواهى . خدايشان نخواهد آمرزيد و خدا مردم نافرمان را هدايت نمىكند . ( 6 )

واژگان

الجنّة : نگهدارى ، سپر . يؤفكون : منحرف مىشوند . لوّوا رؤوسهم : سرهايشان را كج مىكنند و يا آنها را تكان مىدهند . يصدّون : روى برمىتابند .

اعراب

همزهء « انّ » پس از « يعلم » و « يشهد » مكسور خوانده شده ؛ زيرا لام بر خبر آن داخل شده است و اگر چنين نبود ، مفتوح [ - انّ ] خوانده مىشد . و ما كانوا يعملون » . « ما » مصدريه و مصدر ريخته شده [ - مؤوّل ] فاعل « ساء » : ساء عملهم » . لام بر « قولهم » داخل شده است ؛ زيرا واژهء « تسمع » به‌معناى تصغى : گوش فرادادن است . جملهء « كأنّهم » مستأنفه و يا خبر براى مبتداى محذوف است : « هم كأنّهم » . « عليهم » متعلق به محذوف و مفعول دوم براى « يحسبون » . « أنّى » در محلّ نصب و حال است ، هرگاه به معناى « كيف » باشد و مفعول مطلق است ، هرگاه به‌معناى « أىّ » باشد و ظرف است ، هرگاه به‌معناى « اين » باشد . « سواء » مبتدا و « عليهم » متعلّق به آن است ؛ زيرا « سواء » به معناى « مستوى » مىباشد . « استغفرت » در اصل « أأستغفرت » بوده است و همزه به معناى برابرى است ، نه به‌معناى استفهام و به همين دليل خبر واقع‌شدن آن براى مبتدا
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 546 | محمد جواد مغنية