را نمىدانستند . برخى گفتهاند : مراد ساكنان مكّه هستند كه امّ القرى لقب آن است .
يزكّيهم : آنان را از پليدىهاى شرك و گناهان پاك سازد .
اعراب
« منهم » متعلّق به محذوف و صفت براى « رسول » . جملهء « يتلو » صفت دوم .
« آخرين » عطف است بر « امّيّين » . « لمّا » بهمعناى « لم » .
تفسير
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ .
هرآنچه در جهان هستى بهچشم مىخورد ، نشانگر يگانگى خدا و قدرت اوست و اين ، طبعا نوعى تسبيح و تمجيد نيز مىباشد .
« الْمَلِكِ » :
فرمانروا .
« الْقُدُّوسِ » :
از هر چيزىكه شايسته او نيست پاك است .
« الْعَزِيزِ » :
مغلوب نمىشود .
« الْحَكِيمِ » :
تمامى كارهايش از روى حكمت است . نظير اين آيه در آغاز سوره حديد و حشر و صف بيان شد .
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ .
مراد از رسول ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و مراد از امّيّين ، عرب مىباشند . خدا عربها را امّيّين ( بىسوادان ) توصيف كرده است ؛ زيرا بيشتر آنان در آن زمان خواندن و نوشتن را نمىدانستند . برخى از مفسّران بر اين باورند كه مراد از امّيّين دراينجا مردم مكّه هستند ، چون از نامهاى آن « امّ القرى » است . اين نظرگاه با دلايل زير مردود است .
اوّلا : آنچه از اين واژه به ذهنها تبادر مىكند ، همان ناتوانى در خواندن و نوشتن است .
ثانيا : اين سخن خداوند : « برخى از ايشان بىسوادانى هستند كه نمىدانند در آن