تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ »
« 1 » ، به تفصيل سخن گفتيم .
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ .
اسلام ، يك نظام الهى انسانى است كه مصلحت همهء افراد را درنظر مىگيرد ، بدون اين‌كه فرد و يا گروهى را استثنا كند . بر اين اساس ، مشكل هيچ انسانى را به حساب ديگران حل نمىكند و بر هيچ انسانى سخت نمىگيرد ، تا ديگران در آسايش باشند ، چون تمامى انسان‌ها از ديدگاه او يكسانند و اين برابرى در تمامى احكام و اصول او تجلّى يافته است ؛ از جمله همين اصل كه ثروت نبايد تنها در دسترس ثروتمندان باشد و آنان اين ثروت را ، بدون تهيدستان ، در ميان خودشان دست‌به‌دست كنند . خوب است بدين مطلب اشاره شود كه اين اصل و ديگر اصول اسلام از قبيل حرام‌كردن ربا ، تقلّب ، بهره‌كشى و زيان‌ديدن و زيان رسانيدن به هيچ‌روى نشانگر قبول و يا ردّ سوسياليزم به آن معناى معروفش نيست ، بلكه تنها نشانگر آن است كه تمامى احكام اسلام بر انديشهء عدالت و برابرى استوار است و اين دين ، هرچيزى را كه به نفع و صلاح مردم باشد مىپذيرد و اين موضوع چيزى است و لغو مالكيت فردى و تثبيت مالكيت گروهى ، چيزى ديگر . به تفسير آيه 180 از سوره آل عمران ، در جلد دوم ، بخش : « ثروتمند وكيل است ، نه اصيل » رجوع كنيد .
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ،
اين آيه ميان سخن خدا و سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رابطه برقرار كرده و فرمانبردارى از اين دو را واجب نموده است ، خواه امر باشد خواه نهى ، چون سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله وحيى است از سوى خداوند : « و سخن از روى هوا نمىگويد . نيست اين سخن جز آنچه به دو وحى مىشود » . « 2 » خدا در چندين آيه فرموده است : « از خدا و پيامبر اطاعت كنيد » و نيز گفته است : « هركه از خدا و پيامبرش نافرمانى كند سخت در گمراهى افتاده است » . « 3 » از
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 41 . ( 2 ) . نجم ( 53 ) ، آيهء 4 . ( 3 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 36 .