تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
و شيفتهء شركت در مجلس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بودند و بدين‌سبب ، آرزو مىكردند كه اى كاش مالك چيزى مىبودند ، تا آن را مىبخشيدند و به مجلس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىرسيدند . در اين هنگام بود كه درجهء تهيدستان در پيشگاه خدا افزايش يافت و درجهء ثروتمندان پايين آمد . در بسيارى از تفاسير از جمله در تفسير طبرى و رازى آمده است : هيچ‌كس به اين آيه عمل نكرد ، مگر علىّ بن ابيطالب عليه السّلام . او يك دينار داشت و آن را به ده درهم خرد كرد و هرزمان كه مىخواست با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نجوا بگويد ، يك درهم صدقه مىداد . سپس اين آيه پيش از آن‌كه كسى جز على عليه السّلام بدان عمل كند ، نسخ شد . صاحب تفسير روح البيان گفته است : از عبد اللّه بن عمر نقل كرده‌اند كه گفت : على عليه السّلام از سه ويژگى برخوردار بود كه اگر يكى از آنها از آن‌من مىبود ، از شتران سرخ‌مو برايم دوست داشتنىتر بود : ازدواج او با فاطمه عليها السّلام ، گرفتن پرچم در روز خيبر و آيه نجوا .
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ .
زمانىكه فرمان صدقه بر ثروتمندان ، به خاطر آزمندى بر اموالشان ، دشوار آمد و آنان فهميدند كه وقت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى رساندن رسالت و ادارهء امور مسلمانان است و تنها به آنان اختصاص ندارد ، خداوند به ايشان اجازه داد كه بدون صدقه‌دادن با او نجوا كنند و كسانى را كه صدقه نداده بودند ، مورد عفو قرار داد . البته ، مشروط بر اين‌كه آنها در نماز و زكات و ساير طاعات ، كوتاهى نكنند .
وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
احسان كسىكه احسان و نيكى مىكند و بدى كسىكه بدى مىكند بر خدا پوشيده نمىماند . او نيكوكار را به نيكى پاداش مىدهد و بدكار را برحسب آنچه سزاوار است مجازات مىكند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 452 | محمد جواد مغنية