تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
237 از سوره بقره آمده است :
« مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ »
كه به‌اتّفاق فقيهان معنايش چنين است : پيش از آن‌كه پهلوخوابى كنيد .
ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ .
« ذلكم » به وجوب كفّارهء ظهار اشاره دارد و مراد از وعظ دراين‌جا منع و جلوگيرى است و معناى آيه چنين مىباشد : خداوند كفّاره را در ظهار واجب كرد ، تا مانع از ارتكاب آن شود ؛ زيرا ظهار ، منكر و دروغ است و خدا از ميان بندگانش فرمانبردار و نافرمان را مىشناسد و با هركدام برحسب آنچه استحقاق دارد برخورد مىكند . 3 .
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً .
علما بر اين مسئله وحدت‌نظر دارند كه هركس به همسرش بگويد : « أنت عليّ كظهرامّى ؛ تو بر من هم‌چون پشت مادرم هستى » . براى او حلال نيست كه همسرش را وطى كند ، تا اين‌كه به‌عنوان كفاره ، برده‌اى را آزاد سازد و اگر توان آزاد سازى برده را نداشته باشد ، دو ماه پىدرپى روزه بگيرد و اگر از روزه‌گرفتن ناتوان باشد ، شصت مسكين را اطعام كند . نيز آنان اتّفاق‌نظر دارند كه هرگاه مرد پيش از دادن كفّاره ، همسرش را وطى كند ، گناهكار محسوب مىشود . امّا اماميه در اين حالت ، دو كفّاره را بر وى واجب دانسته‌اند . اماميه درستى ظهار را مشروط بر آن دانسته‌اند كه اين عمل در حضور دونفر عادل كه سخن شوهر را مىشنوند به‌وقوع بپيوندد و نيز بايد همسر در طهر غير مواقعه باشد ، چنان‌كه در طلاق هم شرط است كه زن در اين وضعيت باشد . هم‌چنين ، محققان اماميه شرط كرده‌اند كه زن بايد مدخول بها باشد [ - شوهر با وى آميزش كرده باشد ] و در غير اين صورت ، ظهار تحقق نخواهد يافت . تفصيل اين مسئله در كتاب فقه موجود است .
ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ .
خداوند آيينش را بر بندگانش آسان كرده است ، تا آنان بدان ايمان بياورند و نيز حجّت آشكارى باشد عليه كسىكه به دشمنى به آن