مىسازد . خدا اعمال آنها را شماره كرده است ، هرچند خود از ياد بردهاند ، و خدا ناظر بر هرچيزى است . ( 6 )
آيا ندانستهاى كه خدا هرچه را در آسمانها و زمين است مىداند ؟ هيچ سهكس باهم نجوا نكنند مگر آنكه خداوند چهارمين آنهاست و هيچ پنج كس نباشند مگر آنكه خداوند ششمين آنهاست و نه كمتر از اين - هرجا كه باشند - مگر آنكه خدا با آنهاست و نه بيشتر از اين ، مگر آنكه خدا با آنهاست . سپس همه را در روز قيامت به كارهايى كه كردهاند ، آگاه مىكند ؛ زيرا خدا بر همهچيز آگاه است . ( 7 )
آيا آنها را كه از نجوا منع شده بودند نديدى كه كارى را كه از آن منع شده بودند از سر گرفتند و بازهم براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر باهم نجوا مىكنند ؟ و چون نزد تو مىآيند ، بهگونهاى تو را سلام مىگويند كه خدا تو را بدانگونه سلام نگفته است ، و در دل مىگويند : چرا خدا ما را بدانچه مىگوييم عذاب نمىكند ؟ جهنّم برايشان كافى است . بدان داخل مىشوند ، و اين بد سرانجامى است . ( 8 )
اى كسانىكه ايمان آوردهايد ، اگر با يكديگر نجوا مىكنيد ، در باب گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر نجوا مكنيد ، بلكه در باب نيكى و پرهيزگارى نجوا كنيد . از آن خدايى كه همگان نزد او گرد مىآييد بترسيد . ( 9 )
هرآينه نجواكردن كار شيطان است كه مىخواهد مؤمنان را محزون كند و حال آنكه هيچ زيانى ، جز به فرمان خداوند ، به آنها نمىرساند و مؤمنان بايد كه بر خدا توكّل كنند . ( 10 )
واژگان
يحادّون : مخالفت و دشمنى مىكنند .
الكبت : خوارى و زبونى .
النجوى : رازگويى ميان دو نفر و يا بيشتر . نيز اين واژه بر افرادى كه با يكديگر راز مىگويند [ - درگوشى صحبت مىكنند ] اطلاق مىشود همانند :
« هُمْ نَجْوى »
يعنى آنان با يكديگر نجوا هستند .
حسبهم : بسنده است آنها را .