بدين نكته دارد كه اگر كسى بخل ورزد و از انفاق خوددارى كند ، در عمل به خدا و پيامبرش كافر است ، هرچند از لحاظ نظرى به اين دو ايمان داشته باشد . نيز اين آيه اشاره مىكند كه ثروتمندان از ملك و دارايى خودشان انفاق نمىكنند ، بلكه از چيزى انفاق مىكنند كه آنان از سوى خدا در آن وكالت دارند .
صحابى بزرگوار ابو ذر غفارى روايت كرده است كه وى يكبار به همراه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بهسوى احد رفت . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او فرمود : اى ابو ذر ، آيا اين كوه را مىبينى ؟
گفت : بله اى پيامبر خدا . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او فرمود : دوست ندارم كه همانند اين كوه طلا داشته باشم و آن را در راه خدا انفاق كنم و بميرم درحالىكه دو قيراط از آن را برجاى گذاشته باشم . ابوذر گفت : و يا اينكه دو قنطار اى پيامبر خدا . حضرت فرمود : بلكه دو قيراط . به تفسير آيه 180 از سوره آل عمران در جلد دوم ، بخش « ثروتمند وكيل است ، نه اصيل » رجوع كنيد .
وَ ما لَكُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
مراد از ميثاق دراينجا واجببودن عمل به چيزى است كه دليل قطعى بر آن دلالت كند و چهقدر فراوان است دلايلى كه بر وجوب ايمان به خدا دلالت دارند و بسيارى از اين دلايل در تفسير آيات طبيعى بيان شد و از آنجمله ، مطلبى است كه در تفسير آيه 83 از سورهء اسراء ، در جلد پنجم ، بخش : « دانش سلولها » بيان كرديم . چنانكه دلايل نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله در تفسير آياتى كه بدان اشاره مىكند بيان شد . از آنجمله ، دليلى است كه ما آن را پيشتر در تفسير آيه 77 از سوره واقعه ، بخش :
« اسلام و انديشمندان بزرگ اروپايى « بيان كرديم .
خلاصهء آيهاى كه ما درصدد تفسير آن هستيم : چگونه از دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به ايمان به خدا و به چيزىكه شما را زنده مىكند ، روى برمىتابيد ، درحالىكه دلايل كافى و كامل بر وجود و يگانگى خدا و نيز بر راستگويى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در نبوّت و دعوتش اقامه شده است ؟ رازى مىگويد : از آنجا كه اين دلايل ، وجوب عمل بدانها را اقتضا دارند ،