فتح انفاق كردهاند و به جنگ رفتهاند برابر نيستند . درجات آنان فراتر است و خدا به همه وعدهء نيك مىدهد و به هركارى كه مىكنيد آگاه است . ( 10 )
آن كيست كه به خدا قرض نيكو دهد تا خدا بر او چندينبرابر گرداند و پاداشى با لطف و كرامت به او عطا فرمايد . ( 11 )
واژگان
مستخلفين : كسانىكه در ضمن حدود و شروطى در تصرف اموال وكالت دارند .
الفتح : دراينجا مراد فتح مكّه است .
القرض : انفاق و بخشش .
اعراب
« ما لَكُمْ »
مبتدا و خبر ، زيرا معنايش چنين است : « أىّ شىء حدث لكم ؟ » مصدر مؤوّل ازأن لا تنفقوا مجرور به حرف جر مقدر : فى عدم الانفاق » . اين حرف جر متعلق است به متعلّق « لكم » .
« مَنْ أَنْفَقَ »
فاعل براى
« لا يَسْتَوِي »
و در اين جمله چيزى حذف شده است : و من أنفق بعد الفتح » . « كلّا » مفعول اول براى « وعد » و « الحسنى » مفعول دوم براى آن . « من » مبتدا و « ذا » خبر و « الّذى » بدل از « ذا » مىباشد . « قرضا » اگر بهمعناى اقراض باشد مفعول مطلق است و اگر بهمعناى مال باشد ، مفعولبه مىباشد .
تفسير
آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ .
خداى سبحان به شيوههاى گوناگون انسانها را به انفاق و بخشش تشويق كرده و به كسانىكه بخل مىورزند و از انفاق خوددارى مىكنند با سختترين عذاب هشدار داده است . از شيوههاى قرآن در تشويق به انفاق در راه خدا همين آيه مىباشد كه انفاق را باايمان به خدا و پيامبرش برابر دانسته است . اين برابرى اشاره