تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
را به اندازه آفريده است » . « 1 » در آيه سوم مىگويد : « هرچيز را در نزد او مقدارى معين است » . « 2 » در آيه چهارم آمده است : « آن‌كه آفريد و درست اندام آفريد و آن‌كه اندازه معين كرد سپس راه نمود » . « 3 » و نيز بسيارى از آياتى كه نشان مىدهد ، هر موجودى عناصر و ويژگىهاى معينى دارد كه از آن مقدار شايسته ، نه كمتر است و نه بيشتر و هر چيزى در اين موجود ، با ترتيب دقيق و استوار ، در جاى خود قرار گرفته است و انجام وظيفه مىكند . هرگاه در جست‌وجوى عاملى كه موجب اين سامان و ترتيب دقيق شده است برآييم ، عاملى را پيدا نمىكنيم كه عقل آن را بپذيرد ، جز ارادهء خداوند كه در وراى هرچيزى نهفته است . « كانت » مىگويد : « طبيعت بسان يك كار هنرى است و استدلال ما بر وجود منبع آن ، كاملا همانند استدلال بر وجود منبع اثر هنرى مىباشد » . پرسش : آيا ممكن است اين سامان ، كار تصادف باشد ؟ پاسخ : تصادف ، همان‌گونه كه از نامش پيداست ، محال است كه تكرار شود و تفسير حوادث از طريق تصادف به‌دور از حكم عقل و واقعيت است . از اين‌رو ، دانشمندان گفته‌اند : جز انسان ناتوان ، هيچ‌كس به تصادف پناه نمىبرد . به‌علاوه ، اگر نظرگاه تصادف درست باشد ، تمامى علوم از اساس از بين مىروند ، چون علم آن است كه داراى قوانين فراگير و جامع باشد و در غير اين صورت ، علم نخواهد بود و اين ، برعكس تصادف است كه تنها از يك موضوع خاص فراتر نمىرود ، و گرنه تصادف نيست . وقتىكه تصادف باطل شد ، همراه با آن ، اين ديدگاه مادّى باطل مىشود كه مىگويد : اصل هرچيزى مادّه است ، كدامين انسان خردمند ، اين نظريه را مىپذيرد كه جهان از روى تصادف آفريده شده است و هرچيزىكه در اين جهان وجود دارد از قبيل قانون و نظم و . . . همگى پيامد تصادف مىباشد و ماده تصادفا از نظم برخوردار شده است و با اين بيان ، به تفسير سخن آن شاعر پى مىبريم :
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 2 . ( 2 ) . رعد ( 13 ) آيهء 8 . ( 3 ) . اعلى ( 87 ) آيات 2 و 3 .