« گفتند : اى نوح ! اگر بس نكنى سنگسار مىشوى » . قوم نوح ، وى را از تبليغ بازداشتند و به او هشدار دادند كه در صورت پافشارى ، سنگسار و كشته خواهد شد .
فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ .
زمانىكه نوح بر قومش سخت گرفت و قومش هم بر او سخت گرفتند ، وى به آفريدگارش پناه برد و گفت : من در كارم شكست خوردهام و صبرم را از دست دادهام و نقش من در تبليغ و بيمدادن به پايان رسيده و فرمان و حكم تو دربارهء اين كافران گناهكار باقى مانده است . بنابراين ، با عذابت از آنان انتقام بگير و دين و پيامبرت را يارى كن .
شايان ذكر است كه نوح تنها پس از آنكه از هدايت قومش نااميد شد آنان را نفرين كرد ؛ زيرا چنانكه در آيهء 14 از سورهء عنكبوت آمده است ، نوح آنان را نهصد و پنجاه سال دعوت كرد ، امّا كوچكترين تأثيرى نداشت .
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ * وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً .
نوح ، ضدّ قومش نفرين كرد و خداوند نفرين او را اجابت كرد و آنان را در ميان امواج آبهايى غرق كرد كه از آسمان فرومىريخت و از زمين مىجوشيد .
فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ .
آبى كه از آسمان فرومىريخت با آبى كه از زمين مىجوشيد ، گرد آمدند و به درياى بزرگى مبدّل شدند كه هرچيزى را غرق مىكرد و تنها كسانىكه در كشتى بودند سالم ماندند . اين طوفان و هلاكت ، برطبق فرمان و تقدير الهى صورت گرفت . بنابراين ، جملهء : « على امر قد قدر » بهمعناى اين سخن خداوند است : « و فرمان خدا ، فرمانى است بى هيچ زياده و نقصان » . « 1 »
وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ .
ضمير « حملناه » به نوح برمىگردد . « الألواح ؛ چوبها » . « دسر ؛ ميخها » . معناى آيه چنين است : كشتى نوح بسان ساير كشتىهاى معمولى از چوب و ميخ ساخته شده بود .
تَجْرِي بِأَعْيُنِنا ،
ليكن اين كشتى با حفظ و حراست خداوند حركت مىكرد و به همين دليل ، از خطرها رهايى يافت و در غير اين صورت ، تاب مقاومت دربرابر آن طوفان را نداشت .
جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ .
واژهء
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 38 .