درواقع امكانپذير است ، ليكن امكان ، چيزى است و بهوقوع پيوستن چيزى ديگر ، چون بهوقوع پيوستن نياز به دليل دارد و دليلى بر اثبات اين حادثه كه ماه در دورهء پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله به دو نيم شده باشد ، وجود ندارد ، بلكه دليلهايى بر نفى آن وجود دارند كه عبارتند از :
اوّلا : اين حادثه با چندين آيه در تضادّ است كه آشكارا بيان مىكند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به درخواست مشركان دربارهء امور خارقالعاده و معجزات پاسخ نمىداده و تنها برطبق فرمان خداوند به آنها پاسخ مىداده است : « بگو : پروردگار من منزّه است . آيا جز اين است كه من انسانى هستم كه به رسالت آمدهام » . « 1 » در آيهء 59 از سورهء اسراء خداوند بيان كرده است كه پيشنهاد كنندگان معجزه ، حتّى اگر به پيشنهادشان پاسخ مثبت داده مىشد ، بازهم كافر مىماندند : « ما را از نزول معجزات بازنداشت ، مگر اينكه پيشينيان تكذيبش مىكردند » . نيز خداوند مىفرمايد : « هر آيتى را كه ببينند ، ايمان نياورند و اگر طريق هدايت ببينند از آن نروند و اگر راه گمراهى ببينند از آن بروند ؛ زيرا اينان آيات را دروغ انگاشتند و از آن غفلت ورزيدند » . « 2 » بهعلاوه ، خداوند ، براى هيچكس بهانهاى باقى نگذاشته ، پس از آنكه همهء جهان را با اين سخن خويش به مبارزه طلبيده است : « و اگر در آنچه بر بندهء خويش نازل كردهايم در ترديد هستيد ، سورهاى همانند آن بياوريد و جز خداى ، همهء حاضرانتان را فراخوانيد اگر راست مىگوييد » . « 3 »
ثانيا : دونيم شدن ماه يك حادثه طبيعى مهم است كه اگر اتفاق مىافتاد ، مردم شرق و غرب آن را مىديدند و دانشمندان و مورّخان بيگانه و ديگران اين حادثه را ثبت مىكردند ، چنانكه حوادث كوچكتر از آن را ثبت كردهاند .
ثالثا : دونيم شدن ماه از موضوعاتى است كه جز از راه خبر متواتر ، به اثبات نمىرسد ، درحالىكه خبر دونيم شدن ماه ، خبر واحد است و دراينباره ، نمىتوان
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 31 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 146 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 23 .