آشكار كرد امر او را » . نيز بهمعناى برطرفكردن مىآيد نظير : كشف الله غمك : خدا اندوه تو را بر طرف كند » .
سامدون : شما غافل شدهايد .
اعراب
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
و مابعدش عطف است بر آيهء پيشين :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » .
« ثمود » و « قوم نوح » عطف است بر « عاد » . « المؤتفكة » مفعول براى « أهوى » .
فغشاها ما غشا فاعل « غشّاها » ضمير پنهانى است كه به عذاب برمىگردد و « ما » مفعول مىباشد .
تفسير
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى .
اين آيه و مابعدش از جملهء آياتى است كه خداوند يادآور شده كه آنها را در صحيفههاى موسى و ابراهيم فروفرستاده است . مراد از « المنتهى » ، جايگاه انسان در پيشگاه خداست براى حسابرسى كه راه گريزى از آن وجود ندارد .
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى .
خنده به شادمانى بهشتيان اشاره دارد و گريه به اندوه دوزخيان . ممكن است اين دو واژه ، به دو غريزه لذّتجويى و رنج و اندوه و شادمانى اشاره داشته باشند كه خداوند آنها را در انسان به وديعت نهاده است . برخى از فلاسفه بر اين باورند كه انسان تنها براثر جذب لذّت ، نظير غريزهء جنسى و يا براثر ترس از رنج ، نظير گرسنگى به حركت و فعاليّت مىپردازد .
مادّه و زندگى
وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا .
خداست كه زندگى مىبخشد و آن را مىستاند . امّا ديدگاه كسىكه مىگويد : مادّه ، ريشه و سبب زندگى مىباشد ، دروغ محض است ، چون تنها