برابر گناه و اعمالش مسئوليت دارد و خدا از راه اعمالش به او مىنگرد و اينكه منبعى براى زندگى جز خدا نيست و نيز سرنوشت ستمكاران هلاكت است و ديگر موضوعات مهم دانشهاى طبيعى و انسانى . خدا اين دلايل را بيان كرده ، تا انسان را به وجود خدا و عظمت او رهنمون شود و در عينحال ، بيان اين دلايل بدين نكته اشاره دارد كه معانى و اهداف آنها تنها براى دانشمندان تجلّى مىيابند و آنان نسبت به شناخت خدا و ايمان به او و داشتن بيم از او از ديگران سزاوارترند : « از ميان بندگان خداوند ، تنها دانشمندان از او مىترسند » . « 1 »
أَزِفَتِ الْآزِفَةُ .
« ازفت ؛ نزديك شد » . « الآزفة ؛ نزديكشونده » . و مراد از آن در اين جا قيامت است . خداوند بدينسبب آن را با واژهء « نزديك » توصيف كرده كه يقينا مىآيد و هرچيزىكه يقينا بيايد ، نزديك است و هرچيزىكه از انسان دور شود ، همانند آن است كه هرگز وجود نداشته است .
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ .
ضمير « لها » به « آزفة » ( قيامت ) برمىگردد . شما مىتوانيد واژهء « كشف » را به « علم » تفسير كنيد نظير اين سخن خداوند : « دربارهء قيامت از تو مىپرسند كه چهوقت فرامىرسد .
بگو : علم آن نزد پروردگار من است . تنها اوست كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مىسازد » . « 2 » نيز شما مىتوانيد آن را با اين سخن خدا تفسير كنيد : « روزى فرارسد كه از امر خدا بازگشتنش نباشد » . « 3 »
أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ * وَ تَضْحَكُونَ .
« هذا الحديث » به برپا شدن روز قيامت اشاره است . برخى گفتهاند : به قرآن اشاره است .
هركدام از اين دو ديدگاه درست است ؛ زيرا كافران از سخن قيامت شگفتزده شدند :
« كافران گفتند : اين چيزى عجيب است . آيا زمانىكه مرديم و خاك شديم ديگربار زنده مىشويم ؟ اين بازگشتى محال است » . « 4 » نيز آنان دربارهء قرآن شگفتزده شدند :
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 28 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 187 .
( 3 ) . روم ( 30 ) آيهء 43 .
( 4 ) . ق ( 50 ) آيات 2 - 3 .