11 .
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ .
اگر آنان هيچيك از موارد نامبرده را ادّعا ندارند ، آيا ادّعا مىكنند كه آنان بهوسيله نردبانى بهسوى خدا بالا مىروند و سخن او را مىشنوند كه مىگويد : محمّد صلّى اللّه عليه و إله به خداوند دروغ مىبندد ؟
فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ .
اين منطق حق و عدالت و آخرين درجهء رفتار منصفانه با دشمن است . چه ، هرانسانى آنچه را مىخواهد مىتواند ادّعا كند ، حتى آگاهى از غيب را ، امّا مشروط بر اينكه دليل روشن بر اثبات مدّعايش ارائه دهد ، و گرنه ، او دروغگو خواهد بود .
12 .
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ .
بهطور كلى ، ميان اين سخن آنان : محمّد شاعر ، غيبگو و ديوانه است و اين سخن آنها : دختران از آن خدا و پسران از آن ايشان هستند ، هيچ تفاوتى وجود ندارد و دروغ بستن بر پيامبر نه به اين سخن منحصر مىشود : « او ديوانه است » و نه به نسبتدادن شريك و فرزند به خدا . چه ، هركس كه حرامى را حلال و حلالى را حرام كند ، بر خدا و پيامبر دروغ بسته است .
13 .
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ .
چرا آنان پيامبر خدا را تكذيب كردند ؟ آيا وى آنان را به پرداخت خسارتى مجبور كرد كه آنها نمىتوانستند آن را بپردازند ؟
14 .
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ .
آيا آنان كاتبان وحى در نزد خدا هستند كه روزىها و عمرها و پيامبرانى را كه برگزيده مىشوند ، ثبت مىكنند و خداوند هيچ روز از آنها نخواسته است كه نام محمّد صلّى اللّه عليه و إله را در رديف نامهاى پيامبران بنويسند ؟
15 .
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ .
حقيقت اين است كه آنان چيزى را ادّعا نمىكنند و چيزى را نمىخواهند ، مگر توطئه و ضربهزدن به محمّد صلّى اللّه عليه و إله را ، ليكن زمان بر زيان آنان در گردش است ؛ زيرا توطئه جز توطئهگران را فرانمىگيرد .
16 .
أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ .
كيست و كجاست آن خدايى