اعراب
« أنت » اسم ماى نافيه « فما » و « بكاهن » خبر آن و « با » از لحاظ اعراب زايد است .
« بِنِعْمَةِ رَبِّكَ » ،
جملهء معترضه بين اسم و خبر است . باى « بنعمة » براى بيان سبب است ، نه براى قسم ؛ چنانكه در مجمع البيان آمده است . مجرور به اين « با » متعلق است به چيزىكه معناى جمله بدان دلالت دارد : ان الله نزهك يا محمد عن الجنون و الكهانة بفضله و كرمه اى محمّد ، خداوند تو را با فضل و بخشش خويش از ديوانگى و غيبگويى پاكيزه كرد » . « ام » كه در آيات تكرار شده بهمعناى استفهام همراه با سرزنش و انكار است . « شاعر » خبر براى مبتداى مقدّر : « هو شاعر » . « تقوّله » همانند تكلّفه و تعسّفه فعل ماضى است . « من مغرم » متعلق به « مثقلون » . فالدين كفروا مبتدا و « هم » ضمير فصل و
« الْمَكِيدُونَ »
خبر مىباشد .
« غَيْرُ اللَّهِ »
صفت براى « إله » .
« مِنَ السَّماءِ »
متعلق به محذوف و صفت براى « كسف » است . « ساقطا » حال و يا صفت است ؛ زيرا « رأى » دراينجا بصرى مىباشد .
تفسير
اين آيات به وضعيت پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله با مشركان اشاره مىكند ، آنگاه كه آنان را به يكتاپرستى و دورافكندن شرك فراخواند . خداوند اين آيات را با خطاب به پيامبر بزرگوارش آغاز كرده است :
1 .
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ .
اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! به راهت ادامه بده و در انجامدادن وظيفهات يعنى فراخوانى بهسوى خدا و بيمدادن از عذاب او مقاومت كن ؛ و به آنچه برخى از كينهتوزان دربارهات مىگويند ، اهمّيت مده : برخى از آنها مىگويند : تو ادّعاى دانستن غيب را دارى . برخى ديگر مىگويند : تو ديوانهاى . چه ، اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! تو به فضل خداوند بيش از هركسى - چه در گذشته و چه در زمان حال - از