عقلى و تجربى بهدست مىآيد . از آن جمله اين آيه است : « آيا در ملكوت آسمانها و زمين و چيزهايى كه خدا آفريده است نمىانديشند ؟ » ؛ « 1 » يعنى چيزهاى محسوس و ملموس كه خدا آفريده است .
ايمان به خدا ، ايمانى است كه نه چشم آن را مىبيند و نه دست آن را لمس مىكند ، ليكن موجودات ديدنى و لمس كردنى اين ايمان را واجب و حتمى مىكند ، چنانكه پزشك متخصّص به وجود يك نوع بيمارى در بدن بيمار ايمان دارد و تا اينكه بدن را لمس كند و يا اينكه بدان نگاه كند ، پيش از آنكه ميكروب بيمارى را ببيند ، ماهيت اين بيمارى را تشخيص مىدهد . هركسى خواه مؤمن باشد و خواه كافر ، ايمان قطعى به وجود چيزهاى فراوانى دارد كه در دايرهء حس و تجربه قرار نمىگيرند ؛ زيرا همين ايمان را حس مشخص مىكند . كسانىكه به تجربه تكيه مىكنند ، منظورشان استدلال به چيزهايى است كه حواسّ [ پنجگانه ظاهرى ] آنها را درك مىكنند .
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ .
« رزقكم » بنابر حذف مضاف است : اسباب رزقكم يعنى عوامل روزى شما در آسمان است از قبيل باران و امثال آن . از قديم گفتهاند : اگر آسمان نبود ، مردم زنده نمىماندند . مفسران درباره تفسير
« وَ ما تُوعَدُونَ »
اختلاف كردهاند : يكى مىگويد : مراد بهشت و جهنم است . ديگرى مىگويد : مراد نيكى و بدى است . سومى گفته است : مراد آن است كه روزى قسمت و نوشته شده است .
به عقيدهء ما ، مراد از
« ما تُوعَدُونَ » ،
وسايل روزى است . چه ، خداوند در آيه اشاره كرده است كه در زمين و در درون خودمان ، نشانههايى محسوس و ملموس هستند كه وجود و عظمت خدا را نشان مىدهند . آنگاه اشاره كرده است كه در آسمان نيز نشانههاى محسوسى هستند كه بر وجود و عظمت خدا دلالت مىكنند . كه همان باران و ستارگان مىباشند ، نه بهشت و دوزخ و امثال آن .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 184 .