تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
داستان مهمانان گرامى ابراهيم به تو رسيده است ؟ ( 24 ) آن‌گاه كه نزد او آمدند و گفتند : سلام ، گفت : سلام ، شما مردمى ناشناخته‌ايد . ( 25 ) در نهان و شتابان نزد كسان خود رفت و گوسالهء فربهى آورد . ( 26 ) طعام را به نزدشان گذاشت و گفت : چرا نمىخوريد ؟ ( 27 ) و از آنها بيمناك شد . گفتند : مترس . و او را به فرزندى دانا مژده دادند . ( 28 ) زنش فرياد زنان آمد و بر روى زد و گفت : من پير زالى نازايم . گفتند : ( 29 ) پروردگار تو اين‌چنين گفته است به درستى كه او حكيم و داناست . ( 30 )

واژگان

الهجوع : خوابيدن در شب . منكرون : ناشناخته‌اند و ما آنان را نمىشناسيم . فراغ : بدون اين‌كه مهمانان متوجه شوند ، مخفيانه رفت . فأوجس : احساس كرد . صرّة : به فتح صاد ، فريادزدن .

اعراب

« آخذين » حال از ضميرى است كه
« فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ »
متعلق بدان مىباشد .
« ما آتاهُمْ »
مفعول « آخذين » . جمله « يهجعون » خبر « كانوا » و « ما » از لحاظ اعراب زايد است . « قليلا » صفت براى مفعول مطلق مقدر : كانوا يهجعون هجوعا قليلا من الليل » .
« فِي أَنْفُسِكُمْ »
متعلق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف است : و فى انفسكم آيات » . « مثل » حال و « ما » از لحاظ اعراب زايد است . مصدر مؤوّل از
« أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ »
مجرور به‌اضافه : مثل نطقكم » . « سلاما » مفعول مطلق براى فعل مقدر : نسلم عليك سلاما » . « سلام » مبتدا و خبرش محذوف است : « عليكم سلام » . « قوم » خبر براى مبتداى محذوف : « انتم قوم » . « خيفة » مفعول « أوجس » . « عجوز » خبر براى مبتداى محذوف : « أنا عجوز » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 245 | محمد جواد مغنية