« رانديم آن را بهسوى سرزمينى مرده » . « 1 »
إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ * وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ .
اين عبارت ، جواب قسم
« وَ الذَّارِياتِ »
است . مراد از « ما توعدون » ، زندهكردن پس از مرگ و مراد از « دين » ، حسابرسى و كيفر است . معناى آيه چنين است : خدا كسانى را كه در گورها هستند ، به ناچار دوباره زنده مىكند و انسان را برابر با اعمالش پاداش مىدهد ، اگر نيك باشد به نيكى و اگر بد باشد به بدى .
وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ .
« حبك » به ضمّ « حا » و « با » . در تفسير آن چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها اين است كه مراد از آن آفرينش زيباست ، بدين معنا كه در آفرينش آسمان ، استوارى ، نظم ، زينت و زيبايى بهچشم مىخورد .
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ .
خطاب به كسانى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند و سخنانشان همگى درهم ، آشفته ، دروغ و توهم بود . از جملهء سخنان آنها اين بود كه به پيامبر مىگفتند : او ديوانه ، شاعر و جادوگر است . همچنين دربارهء قرآن مىگفتند : افسانه است و ساخته و پرداخته خود محمّد صلّى اللّه عليه و إله است .
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ .
كسى از دين و حق منصرف مىشود كه هوسهاى نفسانى و نادانى او را از آن برگرداند . اين جمله كاملا همانند اين سخن است : « از ديدن آن كسى ناتوان نيست ، مگر نابينا » .
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ .
آنان كسانى هستند كه خداوند با اين سخن خود ، آنان را معرّفى كرده است :
الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ .
آنان از فرقسر تا كفپا در نادانى و گمراهى فرورفتهاند . از اينرو ، گمانهاى خود را بهطور گزاف و بدون پايه ، دربارهء زمين و آسمان و قيامت و كيفر پخش مىكنند . آنان گفتند : خدا را شريكانى است از سنگها و دخترانى است از جنيان و فرشتگان و قيامت ، جز خرافات ، چيزى نيست .
يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ .
آنان از روى ريشخند مىگويند : قيامت و حسابرسى كى خواهد بود ؟ خداوند به آنان پاسخ مىدهد :
يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ .
قيامت روزى
هامش
( 1 ) . همان .