مكانى نزديك ندا مىدهد گوش فرادار . ( 41 )
روزىكه آن آواز سهمناك را بهحق مىشنوند ، آنروز ، روز بيرونشدن از گور است . ( 42 )
ما زنده مىكنيم و مىميرانيم و بازگشت نزد ماست . ( 43 )
روزىكه زمين بشكافد و آنها به شتاب بيرون آيند و اين گردآورى براى ما آسان است . ( 44 )
ما به آنچه مىگويند داناتريم و تو به آنها زور نمىگويى .
پس هركه را از وعدهء عذاب من مىترسد به قرآن اندرز ده . ( 45 )
واژگان
القرن : يك دوره . هرگاه بيشتر آنان از بين بروند ، مىگويند : قرن آنان سپرى شده است .
فنقّبوا فى البلاد : در شهرها گردش مىكردند .
المحيص : گريزگاه .
اللغوب : خستگى .
بجبّار : تو آنان را به ايمان مجبور نمىكنى .
اعراب
« كم » در محلّ نصب به « أهلكنا » و « من قرن » بيان آن مىباشد و « بطشا » تميز است .
« مِنْ مَحِيصٍ » .
« من » زايد و « محيص » مبتدا و خبر آن محذوف است : هل محيص ثابت لهم . « لغوب » فاعل « مسّنا » و « من » زايد مىباشد .
وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ
ينادىبنابر حذف مضاف است : استمع حديث يوم ينادى . . . « يوم يسمعون » بدل ا ز « يوم ينادى » است .
« يَوْمَ تَشَقَّقُ »
متعلق به « المصير » است . « سراعا » جمع « سريع » و حال از ضمير « عنهم » مىباشد و عامل آن « تشقق » است .
تفسير
وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ .