مىگويد : آيا زمانى كه مرديم و خاك شديم ديگربار زنده مىشويم ؟ اين بازگشتى محال است . چگونگى ردّ آنان بدينترتيب است : آنكه ستارگان را بدون فاصله و شكافى آفريده است ، از دوباره زندهكردن انسان پس از مرگش ناتوان نيست ؛ زيرا اين كار آسانتر از آن ديگرى است : « هرآينه آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر از آفرينش انسانهاست » . « 1 » و دوباره زندهكردن نيز نوعى آفرينش است .
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ .
زمين را گسترانيديم و آن را آرامشگاه انسان قرار داديم .
وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ .
كوههاى بلند را در آن افكنديم ، تا دچار لرزش نشود .
مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ .
گياهان مختلف و رنگارنگ را از زمين بيرون آورديم كه تماشا كنند و از تماشاى آنها شادمان شوند و خورندگان از آن لذّت برند . نظير اين سخن خداوند در چندين آيه بيان شد از جمله در جلد چهارم ، آيهء 3 از سورهء رعد .
تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ .
خداوند جهان را با نظم و استحكام آفريد ، تا نشانهاى باشد بر عظمت او براى كسانىكه مىانديشند و آگاهى دارند . اين سخن خداوند اشاره بدين نكته دارد كه رابطهء انسان با جهانى كه در آن زندگى مىكند ، تنها به مادّه منحصر نمىشود ، بلكه اين رابطه ، معنوى نيز هست .
وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ * وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ .
« طلع » همان شكوفه است . « نضيد » : درهمپيچيده و انبوه كه برخى بالاى برخى ديگر قرار دارند ، همانند دانههاى خوشه . خداوند آب را به بركت توصيف كرده است ؛ زيرا جانها و جسمها هيچكدام بدون آب نمىتوانند زندگى كنند . مراد از
« حَبَّ الْحَصِيدِ » ،
دانهء گياهان دروشونده است . خداوند نخله را به ويژگى بلندى توصيف كرده ، تا اشاره كند كه درخت خرما در هنگام روييدن كوتاه است . سپس با عواملى كه خداوند آنها را در دامن طبيعت به امانت نهاده است بالا مىرود و رشد
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 57 .