و بدان ايمان آورد . امّا قياسهاى فلاسفه و علماى منطق خالى از خطا نمىباشند . اين بود سخن صاحب اسفار و اين ، همان چيزى است كه ما نيز بدان تكيه مىكنيم و بارها آن را تكرار كرديم . برخى از بزرگان تلاش كردهاند كه قيامت جسمانى را بدون توجّه به وحى ، تنها از راه حكم خرد ثابت كنند ، ليكن آنها جز اينكه خود را بهزحمت بيندازند كارى از پيش نبردند .
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ .
مراد از « حق » دراينجا قرآن است و « مريج » ؛ يعنى درهمآميخته و پريشان . خداوند حالت كسانى را ، با اين ويژگىها توصيف مىكند كه دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىگفتند : او ديوانه است و گاهى او را جادوگر ، گاهى كاهن و گاهى شاعر خطاب مىكردند . آرى ، هركس كه از راه حق منحرف شود ، اينچنين دچار گمراهى و سردرگمى مىشود .
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ .
مراد از « بناء » دراينجا ستارگان آسمانى است كه ساختارى استوار و نظمى پابرجا دارند و با كمال دقّت برطبق اين نظم در حركتاند . مراد از زينت ، زيبايى است . امّا مضاف از جملهء
« وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ » ،
حذف شده و در تقدير چنين است : ما لكل كوكب من كواكبها فتوق و فطور براى هيچكدام از ستارگان شكافى نيست ؛ چنانكه در آيهء 3 از سورهء ملك آمده است : « آيا در آسمان شكافى مىبينى » . معناى آيه چنين است : آيا كسانىكه دوباره زندهشدن را تكذيب مىكنند ، به ساختمان ستارگان نمىنگرند كه هيچ شباهتى به ساختمان انسان ندارد ، چون هر ستاره با توجّه به بزرگىاش ، يك قطعه است و هيچگونه فاصله و از هم گسيختگى در آن وجود ندارد ، درحالىكه سازندگان بشرى [ وقتى مىخواهند ساختمانى را بسازند ] خشتى روى خشتى مىگذارند و ميان اين دو فاصله و شكاف وجود دارد و آنان ناتوانتر از آن هستند كه خانه كوچكى را بسان ساختمان ستارهء طبيعى بسازند .
آيه ، ردّى آشكار و حجّتى كوبنده است بر كسىكه انديشهء قيامت را محال مىداند و