مجرور است . « كيف » مفعول مطلق مىباشد ؛ زيرا معنايش چنين است : بناء بنيناها » .
« تبصرة » و « ذكرى » مفعول من اجله براى « أنبتنا » . « الحصيد » صفت براى محذوف :
حب النبات الحصيد » . « النخل » عطف بر « حبّ » ، « باسقات » حال از « النخل » و « رزقا » مفعول من اجله است .
تفسير
ق ،
دربارهء اينگونه حرفها در آغاز سورهء بقره سخن گفته شد .
وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ .
خداوند به قرآن سوگند ياد كرده است ، تا عظمت آن را آشكار كند . بهدليل فراوانبودن سود و فايدههاى قرآن ، خدا آن را « مجيد » توصيف كرده است .
بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ .
آرى ، كه به هرچيزى از ديد ثروت مىنگرند بسيار شگفتآور است . آنان خوبى و فضيلت را تنها در دارايىهاى بانكى و مستغلات مىبينند . نظير اين آيه ، در جلد چهارم آيهء 2 از سورهء يونس ، و آيهء 90 از سورهء اسراء و آيهء 8 از سورهء فرقان و آيهء 4 از سورهء ص بيان شد .
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ .
آنان دوباره زندهشدن را انكار كردند ؛ زيرا از درك آن ناتوان هستند . ما هم ناتوانى آنها را باور داريم ، ليكن آيا ناتوانى از درك چيز ، دليل بر عدم ثبوت آن مىشود ؟
كدامين انسان خردمند ، ناآگاهىاش نسبت به اشيا را دليل بر عدم آن مىداند ؟ امّا شبههاى كه آنان براثر همين ناآگاهى وارد كردهاند ، عبارت است از اين سخن ايشان :
« چهكسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند » ؟ خداى تعالى در پاسخ آنان فرموده است : « بگو : كسى آنها را زنده مىكند كه در آغاز بيافريده است و او به هر آفرينشى داناست » . « 1 » اين معنا در چندين آيه تكرار شده است .
قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ .
الكتاب الحفيظ كنايه از
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 79 .