گمان بد
1 .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ .
اين قسمت از آيه را مىتوان در يك جمله خلاصه كرد : هر انسانى پاك است ، تا اينكه محكوميّت او به اثبات برسد . ممكن است اين آيه را درضمن صفحات طولانى شرح كنيم و آنگاه آنچه را كه اصل در « گمان » اقتضا مىكند مشخص سازيم : آيا اصل در گمان آن است كه بدان عمل كنيم و يا اينكه از آن دورى كنيم ، چه در هنگامىكه يقين امكانپذير نباشد و چه در ساير حالتها ؟ آيا يقين پيدا كردن به احكام و فروع دينى ناممكن است و يا خير ؟ و در صورت اوّل ، آيا به هرنوع گمانى عمل كنيم : سبب و مرتبهاش هرچه باشد ؟
در صورت دوم ، ابزار يقين و علم به احكام شرعى چيست ؟ و ديگر فروع و شاخههاى « اصول فقه » كه ما مدّت درازى را در فراگيرى و تحقيق آن سپرى كرديم در تفسير بهتر است كه از ايجاز و اطناب ، پرهيز كنيم و حدّ وسط را برگزينيم .
پيش از هرچيزى به بيان فرق ميان شك ، گمان و يقين مىپردازيم .
شك : دو كفّهء احتمال از لحاظ نفى و اثبات با يكديگر برابرند .
گمان : يك كفّه بر ديگرى مىچربد . هرچند راه براى سنگينتر شدن كفّهء سبك باز است .
يقين : تعيينكردن يكى از دو كفّهء احتمال و بستن راه بر كفّهاى ديگر از پايه .
شما نسبت به انسانى گمان بد و يا گمان نيك پيدا مىكنيد . گاه اين گمانتان درست است و گاه خطا . گمان خوب نسبت به برادرتان ، هيچ اشكالى ندارد ، خواه اين گمان درست باشد و خواه خطا و اثر آن در گفتار و كردارتان آشكار شود و يا نشود .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « نسبت به مؤمنان ، خوشگمان باشيد » . امام على عليه السّلام گفت : « كار برادرت را بر بهترين حالت آن قرار بده » . به جلد اوّل بخش : « اصل صحت » رجوع كنيد . با اين بيان روشن مىشود كه چرا خداوند فرمود : « از گمان فراوان بپرهيزيد » و