تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
ترجمهء كتاب كيف تكسب الأصدقاء و تؤثر بالنّاس به قلم « ديل كارنگى » را خواندم . نيز حكمت رسايى را از امام زين العابدين عليه السّلام در ارتباط با همين موضوع به‌ياد آوردم . اين حكمت به‌مراتب جامع‌تر و اثر گذارتر از كتاب مزبور است ، هرچند اين كتاب به چند زبان ترجمه و منتشر شده است . امام عليه السّلام با اين حكمت خويش مىخواهد آيهء
« لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ »
را تفسير كند . حكمت امام عليه السّلام چنين است : مبادا سخنى را بر زبان آورى كه دل آن را پيش‌تر زشت شمرده است ، هرچند بتوانى براى آن عذر بياورى . . . بزرگ‌تر از خودت را به‌منزلهء پدر قرار بده ، كوچك‌تر از خودت را به منزلهء فرزند و هم سنّ و سالت را به‌منزلهء برادر . پس پردهء حرمت كدام‌يك از آنان را مىخواهى پاره كنى ؟ اگر شيطان به تو چنين وانمود كند كه تو از ديگرى برترى ، در اين صورت ، نگاه كن : اگر او از تو بزرگ‌تر است ، بگو : او در ايمان و كار شايسته بر من پيشى گرفته و بهتر از من است ، اگر كوچك‌تر از توست ، بگو : من در گناهان از او پيشى گرفتم . پس او بهتر از من است و اگر هم سن‌ّوسالت باشد ، بگو : من به گناه خود يقين دارم و به گناه او ترديد دارم . بنابراين ، نبايد يقين خود را با ترديدم رها كنم . اگر ديدى كه مردم به تو احترام مىگذارند ، بگو : اين از لطف آنهاست . و اگر از آنها ستم ديدى ، بگو : اين ، براثر گناهى است كه من آن را كردم . اگر تو چنين كنى ، خداوند زندگىات را آسان ، دوستانت را فراوان و دشمنانت را اندك مىكند و نيز از نيكى آنان شادمان مىشوى و از ستم كسىكه بر تو ستم كند ، اندوهگين نخواهى شد . دانشمندان و حكيمان هرآنچه دراين‌باره سخن گفته‌اند ، چيزى را بر درون‌مايهء اين حكمت رسا نيفزوده‌اند . البتّه ، شگفتى هم ندارد . چه ، گويندهء آن فرزند وحى ، نگهدارندهء دانش او و تربيت‌يافته به تربيت اوست .
وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ ؛
برخى از برخى ديگر عيبجويى نكنند . چيزى را كه دوست نداريد دربارهء شما گفته شود ، دربارهء ديگران مگوييد .
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ .
نبايد يكى از شما ديگرى را با لقبى خطاب كند كه وى از آن نفرت دارد . فقيهان مىگويند :