تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
است كه بر چهرهء آنهاست . اين است وصفشان در تورات و در انجيل ، كه چون زراعتى هستند كه جوانه بزند و آن جوانه محكم شود و بر پاهاى خود بايستد و كشاورزان را به شگفتى وادارد ، تا آن‌جا كه كافران را به خشم آورد . خدا از ميان آنها كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است . ( 29 )

واژگان

الرّؤيا : آنچه را كه انسان در خواب مىبيند . جمع آن رؤى است . سيماهم : نشانهء آنان . مثلهم : ويژگى آنان ، توصيف آنان . شطأ الزرع : شاخه‌ها ، برگ‌ها و ميوه‌ها و جمع آن اشطاء است . استغلظ : محكم شود . استوى : بايستد . على سوقه : بر پايه‌هايش .

اعراب

ابو حيان اندلسى در البحر المحيط مىگويد : « صدق » به دو مفعول متعدّى مىشود . مىگويى : « صدقت زيدا الحديث » و گاهى به مفعول دوم با حرف جر تعدى مىكند . مىگويى : « صدقته فى الحديث » . « لتدخلنّ » ، لام در جواب قسم حذف شده واقع شده است . « آمنين » حال مقارنه و « محلّقين » و « مقصّرين » حال مقدره ؛ يعنى حلق و تقصير پس از واردشدن [ به مسجد الحرام ] انجام مىشود . « اشدّاء » خبر و « رحماء » خبر دوم است .
« رُكَّعاً سُجَّداً »
به‌معناى راكعين و ساجدين ، حال مىباشند ؛ زيرا « ترى » دراين‌جا بصرى است و يك مفعول مىگيرد .
« سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ »
مبتدا و خبر و « فى التوراة » حال است . « كزرع » متعلق به چيزى حذف شده ، خبر براى مبتداى