مىداريم ، براى آن است كه مىكوشيم خيرى به آنها برسانيم ؟ نه ، كه آنان در نمىيابند » . « 1 » اما بهشتيان در ميان نعمتهاى بهشت مىلولند ، درحالىكه از حسابرسى و مجازات خدا در امن و امان هستند .
كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ .
در اين جمله چيزى حذف شده كه سياق بر آن دلالت مىكند و در تقدير چنين است : ا فمن هو خالد فى الجنة كمن هو خالد فى النار لا يستوون آيا كسىكه در بهشت جاويدان است همانند كسى مىباشد كه در جهنّم جاويدان است ؟ نه ، آنها برابر نيستند » .
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ .
چگونه آنها برابر باشند ، درحالىكه بهشتيان آب گوارا ، شير ، شراب و عسل صاف مىنوشند و دوزخيان آب داغى را مىنوشند كه در درونهايشان مىجوشد ؟
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً .
ضمير « منهم » به مردم برمىگردد و « من » براى تبعيض است و مراد از بعض ، كافران و منافقان مىباشند . خطاب در « اليك » براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و مراد از « الّذين اوتوا العلم » عالمان اهل كتاب هستند .
و معناى آيه چنين است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ! كافران و يا منافقانى كه در جلسهء تو حاضر مىشوند ، وقتىكه از نزد تو بيرون مىروند و پس از آنكه به سخن خدا گوش فرامىدهند با حالت ريشخند به عالمان اهل كتاب كه با آنها حضور داشتند ، مىگويند :
ما كه سخن محمّد صلّى اللّه عليه و إله را نفهميديم ، با اينكه در مجلس او بوديم و اندكى پيش آن را ترك كرديم آيا شما چيزى فهميديد ؟ اين ، راه و رسم كسى است كه جز از آنچه بيانگر لذّتها و شهوترانىهايش باشد ، از چيز ديگرى خوشش نمىآيد .
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ .
سخن خداوند : « و از پى هواهاى خود رفتند » اشاره به پاسخ يك پرسش مقدّر است و آن اينكه چرا خدا بر دلهاى آنان مهر نهاده است ؟ خدا پاسخ داده است : زيرا هواها بر دلهاى آنان چيره
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيات 55 - 56 .