شدهاند ، چنانكه گويى خدا بر اين دلها مهر نهاده و يا آنان را بدون دل آفريده است و به بيان آيهء 5 از سورهء يوسف : « چون از حق رويگردان شدند خدا نيز دلهاشان را از حق بگردانيد » .
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً
مؤمنان با صداقت و اخلاص ، خواستار هدايت شدند و خدا هم راهنما و كفيل آنان شد و بر آگاهى آنان از كارهاى نيك افزود و عنايت و توفيقش را شامل حال آنها كرد ، تا خير و نيكى دنيا و آخرت نصيب آنان شود و همين معنا ، مراد اين سخن خداوند است :
وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ .
فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً .
ضمير « ينظرون » به كسانى برمىگردد كه به پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله از روى ريشخند مىگفتند : او پيشتر چه گفت ؟ آنان اين سخن را مىگفتند ، درحالىكه از روز قيامت كه مورد بازخواست قرار مىگيرند و به منظور حسابرسى و صدور حكم قاطع خداوند دربارهء ايشان در پيشگاه او مىايستند ، غفلت داشتند .
فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها .
ضمير به ساعت برمىگردد و مراد از اشراط دراينجا نشانهها و حجّتهاى قطعى بر وجود روز قيامت است كه با روشهاى مختلف در كتاب خدا و بر زبان محمّد صلّى اللّه عليه و إله آمدهاند و هيچ بهانهاى براى منكر اين روز باقى نمانده است .
فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ .
در اين جمله تقديم و تأخير صورت گرفته است و دراصل چنين بوده است : « فانّى لهم ذكراهم اذا جاءتهم الساعة » و معناى آن چنين مىباشد : پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله آنان را در دنيا اندرز داد و آنها اندرز نگرفتند و آنگاه كه دوباره زنده شوند و عذاب را ببينند ، اندرز مىگيرند و پشيمان مىشوند ، ليكن جايى كه هيچچيز درآنجا سودى ندارد .
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ .
او زنده مىكند ، مىميراند ، مجازات مىكند و پاداش مىدهد . دور نيست كه معناى اين جمله دراينجا چنين باشد : بهسوى خدا و يگانگىاش فراخوان .
وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ .
درخواست آمرزش گناه ، امرى است كه خدا آن را دوست دارد و ذاتا هم مطلوب است ، خواه شخص گناه كرده باشد و يا گناه نكرده باشد .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ