تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ببخشد . از قديم گفته‌اند : بدىهاى نيكان ، نيكىهاى بدان است . براى اطلاع بيشتر به جلد دوم ، زير عنوان : « توبه و فطرت » ، رجوع كنيد .
قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ .
موسى عليه السّلام از پروردگارش خواست او را ببخشد و نيز با خداوند پيمان بست كه با ستمكاران جنايتكار همچون فرعون و سپاهيانش نبرد كند و به هرمؤمن شايسته‌اى يارى برساند .
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ ؛
موسى از آن بيم داشت كه خون قبطى را از او مطالبه كنند و از سوى فرعون و قومش به وى آسيب برسد . درحالىكه او در اين انديشه بود ناگهان :
فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ ؛
ديد همان كسى كه ديروز يارىاش كرده بود ، باز هم با فرياد بلند از او كمك مىخواهد .
قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ؛
موسى به او گفت : چه شده است تو را كه هرروز با يك قبطى نزاع مىكنى ؟ و موجب زحمت‌ها و مشكلات مىشوى ؟ مگر نمىخواهى از گمراهىات دست بردارى ؟
فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما .
موسى دوباره خواست به قبطى حمله كند ؛ زيرا قبطىها همان كسانى بودند كه به اسرائيليان ستم مىكردند و چنان‌كه پيش‌تر اشاره كرديم ، با آنان به‌سان بردگان رفتار مىنمودند . قبطى گمان كرد كه موسى قصد كشتن او را دارد . ازاين‌رو ،
قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ؛
گفت : ديروز مردى را به قتل رسانيدى و امروز مىخواهى مرا بكشى . آيا تو از ستمكاران هستى يا از مصلحان ؟ اين سخن نشان مىدهد كه موسى به خوبى و رفتار نيكو با ديگران مشهور بوده و كشتن با روش و مسلك او سازگارى نداشته است .