تكليم مىباشد . « او يرسل » به نصب ، عطف است بر « وحيا » ؛ زيرا معنايش چنين است :
« الّا أن يوحى » . عطف « يرسل » بر « يكلّمه » جايز نيست . چه ، معنايش چنين مىشود :
خدا نه با انسان سخن مىگويد و نه پيامبرى را به سوى او مىفرستد . « صراط اللّه » بدل از « صراط مستقيم » .
تفسير
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ .
كلام [ سخن ] خدا در چندين معنا به كار مىرود كه برخى از آنها عبارتند از : قضا و قدر او :
« وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ »
« 1 » آفرينش و به وجود آوردن :
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ »
« 2 » حق :
« وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا »
« 3 » جهان هستى كه آن را با كلمهء : « كن - موجود شو » ايجاد كرده است . الهام :
« أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً » ،
« 4 » چنان كه خواهد آمد . يكى از معانى كلام اللّه ، سخنى است كه شنيده مىشود :
« يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ » ؛
« 5 » سخن خدا را مىشنوند ، آنگاه تحريفش مىكنند . اين سخنى است كه پيامبر آن را از پشت پرده مىشنود و يا خداوند آن را با پيك به پيامبر مىفرستد .
خداوند در آيهاى كه اينك درصدد تفسيرش هستيم ، سه صورت براى سخن گفتن خويش با پيامبران و ارتباطش با آنان بيان مىكند .
1 . الهام كردن معنا در قلب پيامبر به صورت مستقيم و بدون واسطه و مراد از سخن خداوند : « الّا وحيا » همين معناست .
2 . خدا سخن را مىآفريند ، چنان كه ديگر موجودات را مىآفريند و پيامبر آن را
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 19 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 171 .
( 3 ) . توبه ( 9 ) آيهء 40 .
( 4 ) . شورى ( 42 ) آيهء 51 .
( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 75 .