لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ .
خداى سبحان انسانها را به چيزى مأمور كرد كه برايشان سود دارد و توان اين مأموريتها و تكليفها را به ايشان داد و نيز به آنان مهلت داد تا كار كنند و توبه نمايند و براى هيچكس حجّت و دليلى باقى نگذارد كه در روز قيامت به آن پناه ببرد ، روزى كه انسان در آن ، به دنيا بازگردانده نمىشود و نمىتواند كارى را كه انجام داده است منكر شود .
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ .
معناى آيه روشن است و پيشتر در ضمن چندين آيه بيان شد ، از جمله در آيهء 80 از سورهء نساء و آيهء 107 از سورهء انعام .
وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ .
مراد از رحمت در اينجا ، نعمت است از قبيل سلامتى و ثروت ، مراد از سيئه ، بلا مىباشد نظير نادارى و بيمارى و مراد از انسان ، بيشتر افراد آن است ، چون انسان در طبيعت خود گناهكار نيست ، و گرنه ، چنانكه در جلد چهارم بيان كرديم ، تكليف از عهدهاش ساقط مىشد . معناى آيه چنين است : انسان نادان زيانكار با برخوردارى از اموال بىارزش دنيا شادمانى مىكند و هرگاه چيزى از اين اموال از دستش برود ، كفران مىورزد هرچند ، اين زيان بر اثر بدانديشى و هواى نفسانىاش بر وى وارد آمده باشد . نظير اين آيه ، در جلد چهارم ، آيهء 10 از سورهء هود بيان شد .
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ .
« يزوّجهم » :
هم پسر مىدهد و هم دختر و ميان اين دو نوع گرد مىآورد . ترديدى نيست كه انسان نمىتواند با اختيار خويش فرزندانش را پسر قرار دهد و يا دختر و يا هردو باهم ، بلكه خداست كه تنها پسر به وى مىبخشد ، يا تنها دختر و يا هردو و يا اينكه او را نازا و بدون نسل مىسازد و حتّى دانش پزشكى تاكنون هم موفّق نشده است كه نابارورى را در مرد و يا زن معالجه كند و پزشكان در صورتى كه مرد نابارور باشد به تلقيح