مىشنود . البتّه ، نه به واسطهء پيك از سوى خدا ، بلكه از پشت پرده ، بدين معنا كه پيامبر سخن را مىشنود ، ليكن گوينده را نمىبيند و اين معنا مقصود سخن خداست : « خدا با موسى سخن گفت ، چه سخن گفتنى » . « 1 »
3 . خدا فرشتهاى را به سوى پيامبرش اعزام مىكند ، تا پيامهاى پروردگارش را به او برساند . ملاصدرا در اسفار مىگويد :
مبادا گمان كنى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخن خدا را به وسيلهء جبرئيل دريافت مىكند و آن را از او مىشنود ، چنان كه تو از پيامبر مىشنوى و يا اينكه بگويى : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از جبرئيل تقليد مىكرده است .
ترديدى نيست كه اين گمان را نمىكند و اين سخن را نمىگويد ، مگر انسان نادان ، چون آنچه را جبرئيل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابلاغ كرد ، عين سخن خدا بود و پيامبر اعظم آن را همانطورى كه در حقيقت بود ، ياد گرفت . بنابراين ، آگاهى پيامبر از سخن خدا ، عين سخن خدا و سخن خدا ، عين آگاهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود .
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا .
مراد از روح ، در اينجا قرآن است ؛ زيرا او حياتبخش روانها و بدنهاست ، امام على عليه السّلام فرمود : « كتاب خدا كه با آن مىبينيد ، با آن سخن مىگوييد و با آن مىشنويد » .
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ .
مراد از كتاب ، قرآن است و مراد از ايمان ، آيين خداوند كه آن را براى پيامبرش - پس از گزينش او براى رسالت خود بيان كرد . مفسران دربارهء تفسير اين آيه اختلاف دارند و چند نظريه را بيان كردهاند . رازى تعداد اين ديدگاهها را به پنج رسانيده است . به اعتقاد من ، بهترين آنها ، نظريهء شيخ اسماعيل حقّى در تفسير روح البيان است كه اينچنين مىباشد :
مراد از ايمان جزئيات آن چيزى است كه در قرآن آمده و انديشهها نمىتوانند بدان دست يابند ، نه ايمان به چيزى كه انديشه و نگرش بهطور مستقل بدان دست مىيابد ، چون
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 164 .